خواهران شیطونp4

 

 

بعد از این که ادرین رو جمع کردن آلیا اومد

-مرینت مرینت

+چی شده آلیا؟

بعد دستاشو محکم گذاشت رو شونه هام و گفت:منو یادت میاد

-آر

حرفمو قطع کردو گفت:منم ، خواهر جون جونیت، آلیا

-میشناسمت باو

+خاک تو سرت میدونی چقدر ذجر کش شد آدرین بیچاره؟

-بله واضحه

+😐🗡️

-داداشی جونم رو کجا بردن؟

+بله؟نینو؟

-نه اوسکول آدرین

+مرینت فکر کنم به خاطر ضربه ای که به سرت خورده پاک یادت رفته که ما با آدرین و نینو شکرابیم😐

-😐

و نینو وارد میشود.........

-خواهری خوبی؟

+اره داداش جان

-خوبه چون نگران شدم که دیگه کسی نیست که بزنم با ماهیتابم تو سرش😏

+نینووووووووووو

-باشخ بابا چرا جوش میاری؟

 

۵ دقیقه بعد.....

آدرین:دکتر میتونیم ببریمش؟

-بله آقای جوان

+ممنون پس میبریمش

-ولی آقای آدرین یه چیزی هست که باید بگم

+بله؟

-خواهرتون بسیار ضعیفه کوچیک ترین فشار که تو مغزش بیاد ممکنه مرگ بار باشه

+چشم حواسم هست خدا نگه دار

 

رفتم سمت اتاق مرینت کهههههههههههه........

 

دیدم که یه دکتر بالا سرشه

-مرینت چی شده؟

دکتر:عجیبه🤔

-چی عجیبه؟

+اینکه انگار یه بار دیگه هم حافضش پاک شده

-امکان ندارع😐

+باید یک تست دی ان ای بدن

-چرا؟

+محظ احتیاط

-آها اوکی

 

مرینت رو بردیم خونه ولی خبری از الیا نبود😐

 

-نینو؟

+بله آدرین؟

-فکر کنم آلیا رو جا گذاشتیم🤦‍♀️

+نه دکتر آلیا رو نگه داشت

-چرا؟

+چون باید از آلیا هم تست می‌گرفت

-جانم؟ چرا

+اونشو نمیدونم ولی باید فردا ما بریم تست بدیم

-چرا؟

+دکتر گفت پس فردا معلوم میشه

 

آلیا اومد ولی ناراحت

ازش پرسیدم چی شده؟

 

گفت ...گفت....گفت

نینو:دِ بنال دیگه 😐🗡️

گفت:دکتر گفت نباید چیزی بگم

 

رفتیم میز رو چیدیم و شام خوردیم

مرینت:کی اینو پخته؟ چقدر ب....

حرفشو قطع کردم و گفتم:بد مزس.☹️

مرینت:نه داداشی خیلی خوش مزس (وجی:چی میخاست بگه؟من:بد مزه😂)

نینو:زِر میزنم خیلی بد مزس🤢

آلیا چنان لگدی زد به نینو که صدا سگ داد😐

 

لایک ❤️ و کامنت 💭 بالای ۲۰ باشه پارت میدم😁❤️

بای👋