قراره امروز بریم بیرون👌🏻👌🏻

(دوستان من به نامزدم میگم فاطی رضا)

خیلی خب بنظرتون چی قراره بپوشم!؟

یه عطر 🔥 هم زدم و بریم با فاطی رضا بیرون 

سوار ماشین شدم و به سمت خونه اشون 

حرکت کردم 

یه بوق زدم که اومد بیرون نشست تو ماشین 

با مهربانی فراوان گفتم : سلام🙂

سرد و خشک گفت : سلام 

یا امام حسین این چرا صداش شبیه صدای بروسلیه؟ 

من از این میترسم 😲

هنوزم همون لباس شب خواستگاری تنش بود 

چیکار کنم زنم خسیسه نمیتونه لباس بگیره خسیسه😑👌🏻

دور خوردیم و یکم کنار جاده وایسادم سرمو 

 

بردم نزدیک تا اولین بوسه عاشقانه امو تجربه کنم

 

که با دیدن سیبیلاش پشیمون شدم 

عوقق 🤢🤮

یکم دیگه دور زدیم و بردمش در خونشون 

خدافظ 👋🏻

اونم گفت؛ اوم

همین ؟اوم؟ هعیییی شیر پاکتی تو این زندگی 😞 

وقتی از ماشین پیاده شد یه نفس راحت کشیدم 

 

هوفففف این بوی گوه میداد که هیچ تازه وسطای راه هم آروم می‌گوزید 

آخه کدوم سسخلی عاشق این میشه 🤢🤮

عه خودم 😑😑

 

یکم که حرکت کردم وایسادم تا ببینم کامل بره داخل 

ولی نرفت منتظر کسی بود بنظر شما؟ 

یکم موندم که یه ماشین کثیف و پر از خاک رو به روش 

وایساد با دقت بهش نگاه کردم دیدم یه پسر بود 

فاطی رضا تا اونو دید لبخند زد جلو رفت و بغلش کرد و 

بوسیدن همو با بهت داشتم بهشون نگاه میکردم 

عصبانی شدم و آهنگ محسن لرستانی گذاشتم 

 

و با سرعت از اونجا دور شدم 😑

 

ماشین ها رو با سرعت بالا در میکردم و با یک 

ترمز جلوی در خونه وایسادم فک کنم تایر های ماشین به گا رفت

 

رفتم داخل و هر چی مشروب و شراب بود در آوردم و نشستم مست کردم 

 

خدافظ تا پارت بعد خانوما😂

هی می‌خوام جلوی خودمو بگیرم ولی نمیتونم 😂😂

اصن نمیتونم جلوی خندم رو بگیرم 😂

پشمام نه خودم ریختم که چجوری همچین چیزی نوشتم😂😂

وای دهنم سرویس 😂😂