خبب نگا کنیدخودم اهل رمان و این چیزا نیستمم فقط نمیدونستم چی بزارم و خب نمیدونم چطور اپلود کنم پس یه رمان گذاشتم اگ دوستش داشتید که بگید بقیشم بزارم نداشتید هم موقتش میکنمم (منظورم حمایتهه) 

خودم نخوندمش و ننوشتمش پس از جایی برداشتمش.. 

کاور هم مووقت یه چیزی میزارم تا نتا درستت شه یچیزی اپلود میکنم

خب بزن ادامه 

 

#پارت_1

_ کدوم عروسی شب  روی زمین میخوابه که تو دومیشی؟

لب گزیدم و به لباس  خجالت آمیزم نگاه انداختم.

_ عروسی که همه چیش دروغه ...از شناسنامه بگیر تا شوهرش!

بدن عضلانیش رو کش قوس داد و با صورت سرد و مغرور به تخت اشاره کرد.

_ لاقل بیا اینجا دراز بکش یکم داد و بیداد کن به گوش اهل عمارت برسه!

دست به سینه چین به بینیم دادم و پشت پلک نازک کردم.

_ کی چی بشه؟ 

نفسش رو کلافه بیرون داد و اخم کرد.

_ توافق کردی نقش زنمو بازی کنی، از پس چهار تا کار برنمیای که به اینا ثابت بشه ؟

دست روی دهنم گذاشتم تا صدای خنده‌م بیرون نره و لبه تخت نشستم.

_ آخه اصلا خانوادتون باورش نمیشه که حالا توقع این چیز هارو دارید!

اخمش توی هم کشیده شد و از روی تخت پایین اومد.

مقابلم ایستاد و مچم رو گرفت.

_ از کی تا حالا به جای " آقا، ارباب، رئیس" به من میگی موشی؟

من ازش حساب می بردم اما نمی ترسیدم.

_ از وقتی با این لباسا دیدمتون !

برای (پارت های بعدی لایک کامنت حمایت_)