بفرما ادامه مطلب پشمیان نمیشی 🪄✨

۱- شما باید برای گرفتن اون وسیله مسیر طولانی و خطرناکی رو طی کنید که هیچکس ازش زنده برنگشته (ممکن نیست اگر در طول مسیر گروه یکبار باهم دعوا نکنن و جدا نشن)

 

۲- روزی دو جادوگر بودن اما یکی از آنها به سمت جادو سیاه رفت و... (مُردم دیگه انقدر از بین دوتا جادوگر یکی رفته سمت جادو سیاه شما چرا عبرت نمیگیرید عزیزان؟)

 

۳- تو تنها کسی در ده/صد/هزار/میلیون سال اخیر هستی که تونستی این طلسم رو اجرا کنی (آره جونه خودت)

 

۴- پیشگوی مرموزی توی جنگل هست که میتونید راه از اون بپرسید (همیشه هم یه چیزی میگه که مربوط به روابط بین شخصیت ها هم میشه)

 

۵- اونها جادوگر/پری دریایی/ الف موجودات خطرناکی هستند که مال سال هاست از اونها فاصله میگیرم اما تو عاشق یکیشون (عشق ممنوعه های آبکی چقدر غیر کلیشه ای 😭🎀)

 

۶- اون قدرتی فراتر از حد تصور تو داره (همچنین نویسنده بعد گفتن این دیالوگ می‌ذاره چهارتا بچه ۱۰ ساله با قدرت رنگین کمان یه چنین قدرتی رو شکست بدن) 

 

۷- اونجا سال هست که نفرین شده و‌ کسی به اونجا نرفته چون....(یک شخصیت مسن شروع به بازگو کردن داستانی میشه که در نهایت به جمله هایی مثل ۲ یا امثال اینها ختم میشه) 

 

۸- تو استعداد خارق‌العاده ای توی جادو/قدرت های ماورایی/ داری 

 

۹- تو هیچ استعدادی توی جادو/قدرت های ماورایی نداره (کلا جمله های ۸ و ۹ مصداق بارز از اونور بوم افتادن هستن😂) 

 

۱۰- تو با اینکار صلح رو به جهان برمیگردونی و ماموریتی که هزاران اسطوره قبل تو موفق به انجامش نشدن رو تموم میکنی (وی مسئولیت صلح جهانی رو به عهده یک ادم ۱۵ ۱۶ ساله گذاشت و رفت 😁) 

 

خب اگه خوشت اومد و تو هم از این جمله ها به چشمت خورده لایک کن بای بای 😂 ❤️ اگه دوست داشتی توی کامنتا بگو این پست رو برای ژانر های دیگه هم بسازم