سلام سلام اینم 3تا پارت جدید💘💘

🤏🏻🩵🌸

 

<اجــــــاره ی عشـــــق🔗🤍> 

#PART2

همونطور که داشت سفارشم رو درست میکرد 

گوشیم رو در اوودم و رفتم تو تلگرام که دیدم هانیه پیام داده

هانیه تنها دوستم و تکیه گاهه و البته جعبه سیاه همم بود

پیامش رو خوندم

_سلام چخبر. 

کلاس رفتی یا نه

تایپ کردم

_سلام هیچ تو چخبر نه نرفتم فک نکنم این هفته رو برم

و براش فرستادم 

وقتی خوب حدود یک ساعت پیش پیام داده بود و به این زودی

جواب نمیداد

سرم رو از گوشی اووردم بیرون دیدم ی مرده با هیکل ورزشکاری و بازو های

گنده لبخندش رو هم نگو 

کلا ی پسر دختر کش بود؛ 

نشته رو به روم

ولی من از اون دخترا نیستم

سر صحبت رو باز کردم

_سلام بفرمایید 

_اومدم یکم باهم بشینیم

_ببین پسر خوب صندلی رو اشتباهی اومدی منم از اون دخترا نیستم

میخواست جواب بده که همون موقع گارسون اومد و سرفارشم رو تحویل داد

_بفرمایید 

_خیلی ممنون 

مرده هم گفت ی قهوه ی تلخ

همونجا گفتم

_گفتم که اقای محترم میز رو اشتباه اومدی بلند شو برو من اصلا و به هیچ

عنوان پا نمیدم

_اسمت چیه

از سوالی که پرسیده بود جا خودم و گفتم

_به تو چه

_اسمت چیه ی بار میپرسم بهتره بگی و گرنه

_وگرنه چی

_بلند میشم میزنمت 

از جوابی که داده بود حس کردم نفس کشیدن یادم رف

_اسمت چیه خانم محترم

از ترس اینکه منو نکشه و ابروم بره سریع جواب دادم

_دالارا. اسمم دالاره ـه

_چه اسم زیبایی

_بفرمایید اینم قهوه تلخ

_خیلی ممنون؛ سفازش منو این خانم رو باهم حساب کنید

2580 این رمز کارته

درجا جیغ زدم 

_بیخود کردی مگه تو شوهرمی که حساب کنی

اقا لطفا با کارت خودم حساب کن

و دوباره مرده اروم اما کوبنده و محکم گفت

_با کارت من حساب کن وگرنه مغازتو از دس میدی

و مرده هم از ترسش با کارت اون حساب کرد

هوفی کشیدم و رو میز رو دیدم

ی کاغذ بود 

کاغذ رو برداشتم و اونو خوندم

«سلام دختر زیبا من اهل نوشتن نیستم ولی فردا

تو پارک میبینمت

...........(ادرس) 

میبینمت جوجه طلایی» 

بعد از خوندن اون نامه... 

#ادامه_دارد

🫀⫘⫘⫘⫘⫘⫘🤍

 

<اجــــــاره ی عشـــــق🔗♥> 

#PART3

بعد از خوندن اون نامه حس کردم قلبم اومد تو شلوارم و همون موقع چشام سیاهی رف

برای اینکه سر راه قش نکنم ی تاکسی گرفتم و رسیدم خونه

در خونه رو باز کردم و رفتم تو

در اتاق رو باز کردم و ی راست رفتم حموم؛ بعد از ی دوش درست و حسابی

رفتم رو تخت و گوشیم رو برداشتم و رفتم سراغ گوگل

اولین مطلب گوگل درمورد خان جدید اردبیل بود! 

خان جدید مگه خان قدیمیه چش بود که ورداشتن

اتفاقا خیلی مهربون بود و به روستا های ناشناخت های اردبیل پول میداد

و کلا مرد خوبی بود 

رفتم و کل پست رو خوندم؛ درمورداسم و سن؛ محل به دنیا اومدن در مورد همچی 

بود ولی ساختمون و خونه خان هیچی نبود.

درموردخونه ی خان قدیمی هم نگفته بودن

گوشی رو خاموشکردم و خوابیدم

****

ساعت 6 عصر بود و میخواستم برم ی چرخ کوتاهی توی محل بزنم و برگردم

رفتم و داشتم توی میوه فروشی میوه برمیداشتم که همون موقع سرم رو

چرخوندم و با ی خونه خیلی بزرگ و شبیه قصر روبه رو شدم

نمیخواستم برم ولی اصلا نتونستم جلوی فضولی خودم رو بگیرم

پس سریع میوه هارو حساب کردم و رفتم نزدیک در اون خونه ای که شبیه غول

بود؛ 

 

🫀⫘⫘⫘⫘⫘⫘🤍

 

<اجــــــاره ی عشـــــق🔗♥> 

#PART4

رفتم جلوی در اون خونه خواستم در بزنم که در باز شد

و اروم قدم زدم و رفتم توی حیاطتش؛ یکی از بزرگترین حیاط های این شهر!! 

دوباره به قدم زدم ادامه دادم و اون محیط هارو اروم نگاه میکردم

باغچه های طولانی که نزدی 3یا4متر طول داشتن 

گل های متفاوت و رنگی؛ دور باغچه هارو سیم های نورانی تزئین کرده بودن

اون باغچه ها خیلی قشنگ بود

همونطور که داشتم اون گل هارو نگاه میکردم های گوشیم در اومد

اول فک کردم هانیه س ولی

زک خیال باطل 

ایرانسل بود!! 

از دیروزه جواب منو نداده و منم نگرانش شدم

شاید فک کنی که چرا بهش زنگ نمیزنم

چون خجالت میکشم اونم وحشتناک 

و نمیدونم چرا ولی وقتی بهش زنگ میزنم  ... 

توی حواس پرتیه خودم بودم که

_اینجا چی کار میکنی 

_اممم من..اومده بودم فقط ی نگاهی بکنم، ببخشید الان میرم

داشتم برمیگشتم که مچ دستم رو گرفت 

الان تونستم چهره اون مرده رو کامل ببینم 

چقد شبیه اون دیروزیه بود انگار که... 

_قرارمون رو یادت رفته

با حرفیه که زد تازه یادم افتاد که با این مرده که اسمش نمیدوم چیه، قرار

داشتم 

با خجالت گفتم: 

_ببخشید کلا فراموش کرده بودم

_اوکی ولی از این به بعد وقتی ازت درخواست بیرون رفتن کردم حتما بیا

چون من رو این چیزا کاملا حساسم

_اوکی واقعا ببخشید دیگه تکرار نمیشه

الان میتونم برم؟؟ 

_نه

_چرا

_چون... 

حرفش ناقص موند و با اون کاری که کرد قلبم ایست کرد... 

 

🫀⫘⫘⫘⫘⫘⫘🤍

 

اینم از 3تا پارت🩷🤍

اگه دوست داشتید حتما بگید و اگه هم نه بازم بهم بگید🫠

بوووس بهتون خداحافظ 💘