های سلام بچه‌ها ، خواستم درباره‌ی موضوعی که امروز بهش پی بردم براتون بگم ؛ نوشتن مارا توصیف می کنید 

بلکه چیزی که نمی ببینیم را گاه در نوشتن بیان می کنیم .

بی آنکه بدانیم درباره ی ما هست این موضوع ؛ هیچ چیز بهتر از نوشتن نمی تواند مارا متوجه کند که در چه دوره از زندگی قرار داریم . 

" گاهی وقت ها ساکت می شم ؛ تموم می شم .  مثل افسرده تو تخت می افتم سعی می کنم خودمو از زندگی کردن دور کنم ، از نفس کشیدن ؛ بدون داشتن عشقی " 

این جمله مال زمانی بود که افسردگی داشتم و اصلا خبر نداشتم و میشه گفت با اینکه هنوز دارم اما وقتی امروز بعد از مدت ها که خواندمش فهمیدم در واقع خودمو توی رمان توصیف کردم

  درد ها ، احساسات ، تجربیات ، نیازها و خواسته‌های ما 

     همه در قالب کلماتی که  در نوشته های ما آمدند

                   همه ی آنها ؛ ما هستیم ....