خب اگر با پایان های غمگین مشکلی ندارید پس این کتاب برای شماست اما این کتاب از اونهایی نیست که همش غم و غصه و بد بختی باشه 

 

عنوان کتاب: هردو در نهایت می‌میرند 

نویسنده: ادام سیلورا 

تعداد صفحات: ۳۳۶ 

ژانر: کودک و نوجوان، کمی غمگین، رمان خارجی 

 

خلاصه کتاب: داستان در مورد دو پسر ۱۷ و ۱۸ ساله به نام متیو و روفوس هستند که در نیویورک زندگی میکنند و روزی قاصد مرگ به انها زنگ می‌زند و میگوید که امروز روز آخر زندگی آنهاست. پس از شنیدن این پیام هردو های انها که شخصیت، علایق، حتی زندگی بسیار متفاوتی دارند با یکدیگر آشنا می‌شوند و تصمیم میگیرند آخرین روز زندگی شان را در کنار یکدیگر بگذرانند و خاطره های شیرین لحظه آخری برای خود بسازند 

 

نظر خودم: من این کتاب رو همین دو روز پیش تموم کردم و واقعا دلم نیومد معرفیش نکنم اول بگم که با اینکه این کتاب در مورد روز آخر زندگی دو نفره اما اصلا مرگ توش احساس نمیشه و برعکس لحظه لحظه اش سرشار از زندگی و شوق و امیده و من به این کتاب ۷ از ۱۰ میدم اصلا کتاب بدی نبود واقعا عاشقش شدم و دلم میخواد دوباره هم بخونمش روایتش خوبه کلیشه نداره جزییات خسته کننده نداره دیالوگ ها و رفتار شخصیت ها مصنوعی نیست اصلا ایده کتاب هم چیز جدید و قشنگی هست و ارزش خوندن داره به نظرم و خب عملا شما دارید روز اخر متیو و‌ روفوس رو باهاشون زندگی می‌کنید که پر ماجرا و کشش و لحظات فراموش نشدنی هست حتی دیدی که جفت شون نسبت به روز آخر زندگیشون دارن هم من دوستش داشتم 

 

این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود ؟ اگر یه کتاب میخوایید که در این عین سادگی و روزمره بودنش پر از قشنگی و ماجرا و چیزهای جدید براتون باشه این کتاب برای شماست