نصفه شبی فاز اطلاع رسانیم زده بالا 

این پست در مورد کلیشه های جنسیتی هست و اینکه چطور جامعه به ما یک تعریف اماده از هر جنسیت داده و خارج بودن از اون تعریف به ما این حس رو میده که جنسیت نادرستی داریم 

خب اول از همه بگم که این قضیه که که فردی احساس جنسیت نادرستی داره خیلی وقت ها یک سوءتفاهم هست و در واقع یک سوال بی جواب هست تا اینکه طرف واقعا فکر کنه جنسیت اشتباهی داره

•ریشه اش چیه ؟

برای اینکه ما بدونیم چرا یک پسر احساس میکنه دختره یا یک دختر احساس میکنه پسره باید اول ببینیم تعریف اون شخص از دختر بودن یا پسر بودن چیه چون خیلی وقت ها این قضیه دختری که رفتار پسرونه داره یا برعکس یک ریشه بسیار عمیق در کلیشه های جنسیتی و تا حد زیادی حتی زن ستیزی داره برای مثال کسی که جامعه ایت تفکر رو بهش تزریق کرده که زنها ها افراد ظریف و با صدای آروم و عاشق چیزهای صورتی و عروسک باربی هستن قطعا زمانی که میبینه به فوتبال یا هنرهای رزمی یا ماشین های مسابقه ای علاقه داره یا تن صداش بلنده یا شخصیت متفاوتی داره و از دیگران این جملات رو می‌شنوه که این رفتار زنانه نیست زنها اینجوری رفتار نمیکنن خیلی وقت ها اولین فکری که به سرش میاد این هست که پس شاید من جنسیت اشتباهی دارم یا زمانی که جامعه یک فرد رو مردی قوی و جدی و حتی خشن یا سلطه‌گر جلوه میده زمانی که پسری به دنیا میاد و احساس میکنه که اهل دعوا کردن یا صدای خیلی بلندی نداره یا اهل فوتبال و اینها نیست یا حس میکنه از بازی با عروسک یا خانه بازی یا پوشیدن لباس های با رنگ صورتی و روشن (که عمدتا زنانه خوانده می شوند) لذت میبره یا گریه میکنه یا احساسی هست. احساس میکنه که به اون تصویری که جامعه دارن نشون میده نزدیک نیست و حس میکنه شاید من اصلا نباید پسر میشدم 

 

• چرا وقت ها این احساس ریشه در تفکر جامعه داره ؟ 

چون جامعه هایی در جاهایی مثل آسیا یا خاورمیانه درسته که خیلی مدرن تر شدند اما هنوز هم متاسفانه ریشه های خود را در زن ستیزی یا کلیشه جنسیتی حفظ کردند در بعضی کشورها. حالا اصلا اینها یعنی چی ؟ یعنی جامعه میاد و یک ویژگی یک شغل و یک رنگ رو اختصاص میده به یک جنسیت یا قشر خاص مثلا صورتی مال دختراست یا فوتبال ورزش پسراست یا عروسک مال دختراست یا دعوا برا پسرا نشونه قدرته یا ساکت و آرام بودن نشونه ارزشمند و خوب بودن یک دختره. اینها قالب های آماده ای هستند که یک جامعه میسازه و در تمام سیستم هاش یعنی رسانه و آموزش و اخبار سعی می‌کنه نوجوان ها و بچه هارو ترکیب کنه که کاری کنند که بیشتر شبیه این قالب آماده به نظر برسند و حتی احساس کنن که شاید پسر هستند در اصل یا دختر هستند که خب این خیلی نادرسته چون زمانی که یک تعریف آماده از زن بودن یا مرد بودن وجود داشته فرد با هر ناهماهنگی که به خودش شک میکنه، میگه آخه همه دخترا عروسک دوست دارن ولی من اسلحه اسباب بازی دوست دارم یعنی من دختر نیستم؟ یا اگه فقط پسرها از کارهای رزمی خوششون میاد و منم خوشم میاد یعنی من دختر نیستم؟ اگه فقط دخترا از رنگ های روشن و لباس های طرح دار خوششان میاد یعنی من پسر نیستم؟ یا اگه فقط دخترها از رقص و یوگا و باله خوششون میاد یعنی من پسر نیستم؟ و مخصوصا در سن نوجوانی که فرد هنوز تعریف مشخصی از هویت خودش نداره این قالب های اماده ی جامعه فقط کار رو براش سخت تر می‌کنه 

 

•استایل های دخترونه و پسرونه 

اینها هم بخش دیگری هم کلیشه جنسیتی هست که این تفکر رو القا میکنه که هر جنسیت فقط یک نوع پوشش داره برای مثال: زنان عمدتا لباس های با رنگ های روشن و شیرین میپوشند که انها را ظریف تر نشان دهد یا زیباتر یا بدن نما هستند مردها عمدتا لباس های اسپرت و رنگ های تیره تر و سرد تر می پوشند که انها مردانه یا جدی تر نشان دهد، اینها نوعی کلیشه جنسیتی در استایل هست همین موضوع در مورد مدل مو و تتو و پیرسینگ هم صدق میکنه اینکه فقط زن ها موهاشون رو رنگ میکنن فقط مردها تتو دارن فقط زن ها دستبند و گردنبند و اینها استفاده میکنن در صورتی که همه اینها نادرست هستند و یک مرد میتونه عاشق رنگ های روشن و ملایم داخل استایلش باشه و موهاش رو رنگ کنه و دستبند داشته باشه و هیچکدام اینها اونو زنانه نشون نمیده و برعکس یک زن می‌تونه لباس اسپورت بپوشه رنگ های تیره بپوشه تتو بزنه و چیزی از زن بودن اونها کم نمیشه که خب در این مورد که چرا خانمها جذب استایل های اسپورت میشن بیشتر صحبت میکنم بعدا 

 

• کلیشه های رفتاری 

کلیشه های جنسیتی طیف های بسیار گوناگونی دارند و یکی از آنها رفتاری هست برای مثال دخترها حق بلند خندیدن ندارند پسر نباید گریه کند دختر نباید داد بزند پسر نباید بترسد دختر نباید تنها بیرون برود پسر نباید خجالتی باشد. این کلیشه ها به کلی شخصیت و محیط زندگی هر شخص و حق انسانی و پایه اون رو برای ابزار احساسات نادیده میگیرن و اون رو به همون قالبی که گفتم تبدیل میکنند که در آن زن مطیع و ساکت و ظریف و خجالتی است و مرد جسور و قوی و محافظ و سرد است و برای همین بازهم فردی را که نوجوان است و احساسات گوناگون را تجربه میکند را دچار سردرگمی میکند برای مثال دختری که در عصبانیت داد میزند یا جسارت از خود دفاع میکند و با صدای بلند می خندند و جامعه او را مردانه یا غیر زنانه خطاب میکند و به او احساس نادرستی و کامل نبودن می‌دهد یا پسری که گریه میکند یا خجالت میکشد یا می ترسد یا مهربانی میکند و جامعه او را پسربچه یا زنانه خطاب میکند به او احساس ضعیف بودن می‌دهد و در نهایت خجالت و جسارت و گریه و خنده ویژگی های همه انسان ها است نه فقط یک جنسیت خاص 

• اگر شما جزو هیچکدام از این دسته ها نیستید 

اگر با شنیدن تمام این حرف ها و ارزیابی رفتار و شخصیت و جامعه خود و اصلاح تعریف خود از زن یا مرد بودن با شناخت کلیشه های جنسیتیه رفتاری و ظاهری بازهم فکر میکنید که احساس شما نسبت به غلط بودن جنسیت خود یا احساس کردن تمایل های دیگری درون خود تغییر نکرده است و همچنان فکر میکنید شاید واقعا میخواهید پسر باشید یا دختر باشید حتما با یک فرد قابل اعتماد و مهم تر از با یک روانشناس و روان‌درمانگر در باره ی این موضوع صحبت کنید و ان را نادیده نگیرید نه چون شما بیمار هستید نه چون شما غیرعادی هستید نه چون شما ناکافی هستید نه چون نادرست هستید اما این صحبت را انجام دهید و تکلیف این موضوع را با خودتان مشخص کنید این حرف های من فقط یک شاخه از علت هایی بود که ممکن است شما دچار سوءتفاهم در مورد جنسیت و شخصیت خود شوید اما روانشناس میتواند ان را عمیق تر کشف و اگر تصمیم شما در این مسیر جدی است شما را همراهی و راهنمایی کند 

 

• چرت خانمها جذب استایل های اسپرت و لش می شوند؟ 

در کشورهایی که در انها زن‌ستیزی چیزی رایج هست بدن زنان به انواع یک چیز جنسی و موضوع تحریک کننده شناخته میشود و قوانین انها مجاب میکنند که خود را به لباس های خاصی محدود کنند و اگر خارج از چهارچوب لباس بپوشند خیلی وقت توسط نگاه ها یا سخنان دیگران مورد ازار قرار می‌گیرند و حتی گاهی کار به آزار فیزیکی و مزاحمت خیابانی هم میرسد و این تقصیر ان زن یا پوشش ان نیست بلکه تقصیر ان تفکر است بدن یک زن را وسیله جنسی و اسباب تحریک میداند و هنگامی که جامعه چنین دیدی نسبت به زنان دارد، زنان جذب پوشیدن لباس هایی می شوند که از بدن فاصله دارد و درون انها احساس راحتی بیشتری می کنند و در خیلی مواقع خنک تر هستند و زنان می‌توانند با این نوع استایل هم دیگر نگران نگاه های دیگران یا بدن نما خطاب شدن لباس آنها نیستند هم اینکه پوششی هست که در همه فصل ها و بیشتر مواقع می‌توانند از ان استفاده کنند و راضی باشند هرچند که حتی با وجود این لباس های لش بازهم در یک جامعه ناامن نگاه های آزاردهنده باقی خواهد ماند شاید کم شود اما از بین نمی‌رود به اینکه چرا مردان جذب استایل هایی با رنگ های روشن می‌شوند نپرداختم چون پشت ان دلیل قابل توجهی وجود ندارد رنگ ها مسئله جنسیتی نیستند و هر جنسیتی می‌تواند از پوشیدن هر رنگی لذت ببرد اما پشت جذب شدن به استایل لش دلیل مهمی نفهته بود که باید به ان اشاره می‌کردم 

• شروع جامعه بهتر از ماست

این قسمت اخر صحبتم است که باید بگم برای داشتن جامعه ای در ان تعریف های آماده از جنسیت و افراد کمتر است خود ما اولین نقطه ی شروع هستیم برای مثال میتوانیم زمانی که زنی را میبینم که دارد با سختکوشی کار میکند یا با جسارت از خود دفاع میکند یا ورزش سنگین میکند یا استایل متفاوتی دارد یا موهایش کوتاه است او را مرد یا مردانه یا با انرژی زنانه پایین خطاب نکنیم او یک سختکوش است او یک زن استایل و مدل موی متفاوت است او یک زن شجاعت است درست نیست به او بگوییم مثل مرد کار میکنی یا حرف میزنی و برعکس اگر مردی را دیدیم که صورتی می پوشد یا به رقص علاقه دارد یا موهایش بلند است یا تن صدایش پایین است یا کارهای خانه را انجام می‌دهد یا بچه داری میکند او را پرنسس یا خانومی یا غیر مردانه خطاب نکنیم او مردی است که استایل و مدل موی خودش را دارد او مردی است که در کارهای خانه و نگهداری از کودکان کمک می‌کند او مردی است که مربی رقص است چون خطاب کردن یک مرد با صفت زنانه یا خطاب کردن یک زن با صفت مردانه در واقع توهین به زنان و حمایت از تصور کلیشه ای جامعه در مورد آنهاست 

 

برام مهم نیست اگه این پست ها حمایت نمیشن این ها حرف هایی هستن که دلم می‌خواست بزنم چیزی دلم میخواست آدمهای بیشتری بدونن و اینجا هم جایی هست که راحت بیام و بگمش 

تا درودی دیگر بدرود ✨