دنیای پیچیده عشق ❤️
10 تیر 1403 · · «پارت شصت و چهار»
درسته هنوز شرط پارت قبل نرسیده ولی بخاطر کسانی که رمان رو میخونن و حمایت میکنن.
------------------------------------------------------------
آنا که الان پنج سالش بود با کنجکاوی روبهرو اتاق اما ایستاده بود ، مرینت و ادرین تصمیم گرفته بودند اون اتاق تو خونه وجود داشته باشه تا خاطرات اما هم همراهشون باشه .
مرینت آروم سمت آنا رفت و دستش رو گرفتم و بهش گفت : اینجا یه اتاق مخفیه که درش قفله و ما هنوز نتونستیم کلیدش رو پیدا کنیم .
آنا که هنوز قانع نشده بود بغل مامانش رفت تا بره بخوابه.
مرینت آروم اما رو روی تختش گذاشت و بهش گفت : خب دیگه وقت خوابه .