بخش دوم بیا ادامه

ظ

جکس

توی سالن ناهار خوری قصر با پدرم به صرف ناهار نشسته بودیم خواهرم نیز به ما پیوست غذا را شروع کردیم 

Jk:دخترم امروز الکس رو دیدی؟

Iva:آره پدر صبح باهم قدم زدیم

گفت و گوی خواهرم با پدر ادامه داشت الکس،چقدر از این پسر بدم می آید هیچ ایده ای ندارم که خواهرم از چه چیز او خوشش آمده با سخن پدر رشته افکارم پاره شد

Jk:پسرم تو چی تو از دختری خوشت نمیاد 

J:هنوز نه پدر در مورد اون قضیه هم جواب نداد هیچ وقت از اون خوشم نمیاد 

Jk:خیلی خوبه پسرم توهم مثل من سخت گیری هیچ اشکالی نداره امروز قراره یه دختر دیگرو بهت نشون بدم السی شاهدخت سرزمین میانه اون رابطه خیلی صمیمی با برادرش داره و تقریبا هر کاری رو باهم انجام میدن امروز هم قراره برن سوارکاری و ماهم میریم اونجا که تو اونو ببینی این هم اطلاعاتش اطلاعات تو هم به پدرش دادم ببینم نظرشون درباره گل پسرم چیه

به عکسش نگاه کردم شیطنت از سر و روش می‌بارید موهاش رو رنگ کرده بود صورتی رنگ نرمالی نیست مهم نیستش بعدا نگاهی به آن ميندازم تخته شاسی رو روی میز می‌گذارم و می‌گویم 

J:خیل خب پدر امروز عصر باهاتون میام ولی فکر نمی‌کنم که تاثیری داشته باشه

از جا پاشدم و تخته شاسی رو برداشتم سپس به سمت در خروجی رفتم ، در راهرو قدم میزدم تیری نزدیک بود به سرم اثابت کنه سرم را کمی عقب و با یک دست تیر را گرفتم چشمانم رو باز کردم نامه ای به آن وصل بود و دور آن لوله شده بود نامه را باز کردم تحدید نامه بود 

محتوای نامه: 

هی به اصطلاح شاهزاده اگر داری اینو میخونی خیلی خوش‌شانس بودی که زنده ای تو در آینده منو خواهی دید ولی اگه به سرت بزنه عروسم رو بدزدی فرداش ور خورشید رو نخواهی دید

 

امضا ؛ماسک قرمز سفید

 

نامرو توی جیبم فرو بردم و به سمت اتاقم رفتم برام مهم نبود از این نامه ها زیاد به دستم میرسه حتما عاشق اون مو پلاستیکیه 

۱ ساعت بعد

Jk:پسرم لباس مشکی بپوش بریم

لباس کمپ زنی خودم رو پوشیدم پدرم دنبالم اومد و سوار کالسکه شدیم بعد از چند دقیقه به جایی هپروت رسیدیم پدرم پیاده شد منم به اجبار پیاده شدم از پشت بوته ها بهم او را نشان داد بعد از دقایقی احساس کردم کسی ما را زیر نظر گرفته سنگینی نگاه ناشناسی رو حس میکردم یعنی همونه؟نه نه خیالاتی نباش مگه داستانه 

به پدرم گفتم به اندازه کافی دیدیم بریم خواستم پشت پدرم سوار کالسکه بشم دستی روی چشمام قرار گرفت و دستمالی روی دهنم بیهوش شدم 

۲۲۱۷ کارکتر 

شرط برای پارت بعد ۱۲ لایک و ۱۲ کامنت