بیا ادامه 

 

بعد از اینکه شام خوردیم ..

گوشیم زنگ خورد!!

کیان بود ..

میدونستم اگه جواب ندم ، حسابی از دستم عصبی میشه ..

پس فوری به سمت تراس خونشون رفتم ..

در تراس و بستم که کسی داخل نشه و جواب داد

+ الو..

شاکی گفت

– چرا انقدر دیر جواب دادی؟!

+ مهمونیم کیان!!

تا تونستم یه جایی و پیدا کنم که باهات صحبت کنم ، طول کشید خب ..

ببخشید ..

کیان مکثی کرد که گفتم

+ عزیزم ..

اگه ناراحت نمیشی ، باید زود قطع کنم !!

نمیتونم خیلی صحبت کنم ..

– چرا پلنگی پوشیدی؟!

ابرو بالا دادم

+ اشکالش چیه؟!

– صد دفعه بهت نگفتم ، حق نداری جای دیگه پلنگی بپوشی؟

فقط باید پیش من پلنگی بپوشی؟

لبخندی زدم و گفتم

+ الان غیرتی شدی آقا کیان؟!

– معلومه که آره ..

اصلا هم خوشم نیومد که رژ سرخ زدی ..

چه وضعشه؟!!

لبات و سرخ میکنی ، میری مهمونی که چی بشه؟!

با خنده گفتم

+ توأم شدی بابام؟!

بیخیال کیان ..

با شنیده شدن ، صدای پایی پشت سرم گفتم

+ کیان..من باید قطع کنم!!

فوری گفت

– صبر کن..کارت دارم ..

+ باید قطع کنم ..

آروم گفتم

+ رفتم خونه ، بهت زنگ میزنم!!

و تماس و قطع کردم و به عقب برگشتم ..

نیهاد پشت سرم بود ..

هین بلندی کشیدم و گفتم

+ نردبوون..

خجالت نمیکشی اینجوری جلوی من ظاهر میشی؟!

نمیگی سکته میکنم ، میمیرم؟!

نیهاد ابرو بالا داد و گفت

– تو تا همه رو به کشتن ندی ، نمیمیری ..

+ دو دقیقه اومدیم خلوت کنیم ، باید جفت پا بیای ، توش؟!

– نه بابا؟!

توعه فسقلی مگه #پسرداییم_نردبونه 🤍📚`

#پـارت9

بعد از اینکه شام خوردیم ..

گوشیم زنگ خورد!!

کیان بود ..

میدونستم اگه جواب ندم ، حسابی از دستم عصبی میشه ..

پس فوری به سمت تراس خونشون رفتم ..

در تراس و بستم که کسی داخل نشه و جواب داد

+ الو..

شاکی گفت

– چرا انقدر دیر جواب دادی؟!

+ مهمونیم کیان!!

تا تونستم یه جایی و پیدا کنم که باهات صحبت کنم ، طول کشید خب ..

ببخشید ..

کیان مکثی کرد که گفتم

+ عزیزم ..

اگه ناراحت نمیشی ، باید زود قطع کنم !!

نمیتونم خیلی صحبت کنم ..

– چرا پلنگی پوشیدی؟!

ابرو بالا دادم

+ اشکالش چیه؟!

– صد دفعه بهت نگفتم ، حق نداری جای دیگه پلنگی بپوشی؟

فقط باید پیش من پلنگی بپوشی؟

لبخندی زدم و گفتم

+ الان غیرتی شدی آقا کیان؟!

– معلومه که آره ..

اصلا هم خوشم نیومد که رژ سرخ زدی ..

چه وضعشه؟!!

لبات و سرخ میکنی ، میری مهمونی که چی بشه؟!

با خنده گفتم

+ توأم شدی بابام؟!

بیخیال کیان ..

با شنیده شدن ، صدای پایی پشت سرم گفتم

+ کیان..من باید قطع کنم!!

فوری گفت

– صبر کن..کارت دارم ..

+ باید قطع کنم ..

آروم گفتم

+ رفتم خونه ، بهت زنگ میزنم!!

و تماس و قطع کردم و به عقب برگشتم ..

نیهاد پشت سرم بود ..

هین بلندی کشیدم و گفتم

+ نردبوون..

خجالت نمیکشی اینجوری جلوی من ظاهر میشی؟!

نمیگی سکته میکنم ، میمیرم؟!

نیهاد ابرو بالا داد و گفت

– تو تا همه رو به کشتن ندی ، نمیمیری ..

+ دو دقیقه اومدیم خلوت کنیم ، باید جفت پا بیای ، توش؟!

– نه بابا؟!

توعه فسقلی مگه خلوتم میکنی؟!

+ برو عمت و مسخره کن ..

نیهاد فوری گفت

– هوی..هوی ..

در مورد عمه ساره ی من درست صحبت کنا ..

پوزخندی زدم که گفت

– بیا خونه ..

نهال میخواد شمعاش و فوت کنه..

+ باشه ..

هنوز قدمی برنداشته بودم که چشم نیهاد به گردنم خورد و یکهو گفت

– گردنت چیشده؟!!خلوتم میکنی؟!

+ برو عمت و مسخره کن ..

نیهاد فوری گفت

– هوی..هوی ..

در مورد عمه ساره ی من درست صحبت کنا ..

پوزخندی زدم که گفت

– بیا خونه ..

نهال میخواد شمعاش و فوت کنه..

+ باشه ..

هنوز قدمی برنداشته بودم که چشم نیهاد به گردنم خورد و یکهو گفت

– گردنت چیشده؟!!