بپر ادامه 🩷

کیا موافق یه پارت دیگه هم هستننننن؟؟؟

 

دستم کشیده شد ..

چشمم و بستم و جیغ خفیفی کشیدم ..

چشمام و که باز کردم ..

دیدم نیهاد روبرومه!!

هینی کشیدم و دستم و روی دهنم گذاشتم ..

با اخم غلیظی نگاهم میکرد

– داری چه غلطی میکنی مهوا..

با من من گفتم

+ تو..

تو اینجا چیکار میکنی؟!

– من اینجا چیکار میکنم؟!

یا تو؟!

ها؟!

این پسره کیه..

آب دهنم و قورت دادم و سعی کردم بدنم و از حصار بازوانش رها کنم و گفتم

+ ولم کن ..

– جواب من و بده!!

میگم این نره خر ، کیه که باهاش تو کافه قرار داری؟!

ها؟!!

به صورتش زل زدم و گفتم

+ دوس پسرمه ..

نیهاد مات نگاهم کرد که گفتم

+ چیه؟!

حق ندارم؟!

حق ندارم عاشق شم؟!

فقط لباش و از هم تکون داد

– مهوا ..

خودم و از زیر دستش رها کردم و گفتم

+ به هیچکس هیچ ربطی نداره!!

من کیان و دوسش دارم و برای رسیدن بهش ، هرکاری لازمه میکنم ..

توأم هر غلطی خواستی بکن ..

اصلا ببر بزار کف دست مامانم ..

کف دست بابام!!

من از رو نمیرم ..

فقط نگاهم کرد که گفتم

+ فهمیدی چی میگم؟!

دیگه هم بار اول و آخرت باشه ، میوفتی دنبالماا!!

من بچه نیستم که بِپای منی ..

توأم کس و کار من نیستی ..

فقط پسرداییمه ..

و البته!!

به ساک باشگاهم اشاره زد

– مربی والیبالم ..

پس حد خودت و بدون پسردایی ..

نیهاد چیزی نمیگفت که فوری ازش دور شدم ..

پا تند کردم و فقط دوییدم ..

 

....

 

 

به نظرتون نیهاد چیکار می‌کنه ؟؟؟؟🙂🙂