بپر ادامه 

 

با حرص ، جلوی آینه به کبودی گردنم نگاهی انداختم ..

خدا بگم چیکارت کنه کیان!!

این یدونه سیاهی ، آبرو شرف واسم نزاشته ..

هروقت نیهاد حرفش و میزنه ، میخوام آب شم برم توی زمین ..

کاش زمین من و ببلعه اصلا ..

ولی این خفت و نکشم!!

روی تخت نشستم و پوفی کردم ..

کاش نیهاد انقدر این و توی سرم نزنه ..

از امروز میترسیدم ..

واقعا فکر میکردم اومده ، همه چی و بزاره کف دست مامان ..

ولی نه ..

اینقدرام بچه بدی نبود ..

بدبخت و بیش از حد میکوبم ..

چیزی نگفت و رفت !!

خدا کنه ، وسط راه ، سرش بخوره به یه درختی ، تخته سنگی ، چوبی ، جایی ..

بلکه کلا فراموشی بگیره ، یادش بره ما رو ..

اصلا یادش بره من دخترعمشم ..

چه برسه این ک....دی و بزنه توی سرم!!

نگاهم به کتابای کنکورم افتاد ..

یه عالمه کتاب توی اتاقم انباشته شده بود ..

و منی که امسال پشت کنکور بودم !!

توی رشته أی که هیچ علاقه أی بهش نداشتم ..

و بهش ندارم ..

اصلا درس چیه؟!!

من هدفم ورزشه ..

من هدفم یه چیزای دیگست ..

ولی کو گوشِ بدهکار مامان و بابا؟!!

چون نوا رو زود شوهر دادن ..

میخوان من درس بخونم و خانوم دکتر شم!!

ولی آخه سیس من به خانوم دکتر بودن میخوره؟!!

بابا من خون میبینم ، قش میکنم ..

میخوام برم بیمارستان ، بیوفتم رو دستشون؟!!

نه ..

من نه علاقه أی به درس دارم ، نه اصلا دوست دارم برای کنکور بخونم ..

ولی خب ..

مامان و بابا من و چپوندن داخل این اتاق ..

در و به روم بستن و میگن فقط درس بخون!!

کتابای کنکورم و که میدیدم ، غصم میگرفت ..

کی حالش و داشت آخه؟!!

فقط روی تخت ولو شدم و به کیان فکر کردم ..

خیلی وقت نیست که میشناسمش ..

تقریبا سه ماهه که باهم تو رابطه أیم ..

آشنا شدنمون باهمم ، خیلی خاص و منحصر به فرد نبوده ..

یه روز توی اینستا یکی بهم ریکوئست داد و قبولش کردم ..

و پستام و لایک کرد و منم پستاش و لایک کردم ..

بعد از چند وقت بهم پیام داد و گفت روم کراش داره و از بچهای محله و من و زیاد تو محل دیده ..

منم خوشم میومد ازش !!

پس باهاش دیت گزاشتم ..

و همه چی خوب پیش رفت ..

تا به امروز که..

یه چیزی تو دلم تکون میخورد..

یه شور عجیبی ..

هروقت به کیان فکر میکردم ، ضربان قلبمم حتی تند تر از حد معمول میزد ..

فکرشم نمیکردم تو این مدت کم عاشق شم ..

ولی شده بودم!!

به عکسای گوشیم پناه بردم و با دیدن تک تک عکساش و عکسای دو نفریمون باهم ، دلم واسش غیلی ویلی رفت ..

کی میشه باز ببینمش؟!

دلم واسش تنگ شده ..