بپر ادامه 

ببخشید یه مدت نداشتم نت نداشتم 

 

مامان گفته بود که صبح خونه نیـست ..

و تأکید کرده بود که واسه باشگاه ، خواب نمونم ..

اما من انقدر غرق تو خواب و دیدن خوابای فانتزی و رنگارنگ بودم که حتی وقتی گوشیم زنگ خورده بود هم صدای گوشیم و خفه کرده بودم و دوباره بالشت و سفت بغل کرده بودم و خوابیده بودم ..

اینبار با صدای زنگ گوشیم ..

بی اعصاب روی تخت نشستم و گفتم

+ ای خدااا..

، خفهه شو گوشیه بی پدررر ..

برای چی واسه خودت آواز میخونی؟!!

خفهه شو ..

و خواستم گوشیم و به سمتی پرت کنم ..

سابقمم خراب بود

تا الان ، ۵ ، ۶ تا گوشی و همینطوری به فنا داده بودم ..

اما یکهو به ساعت که چشمم خورد ..

از جا پریدم و گفتم

+ وای ..

خاک به سرم!!

خدا مرگم بده ..

باشگاه...نیهاد....وای ..بدبخت شدم!!

ای خاک تو سرت خوابالوت مهوا

کپه ی مرگت و بزاری خب ، پاشووو برو سالن ..

به فنا رفتمم..

فوری توی سرویس پریدم و بعد از شـستن دست و صورتم ..

لگ قهوه أی رنگم و به همراه یه تیـشرت مشکی پوشیدم ..

از نبودِ مامان سو استفاده ی لازم و بردم و موهام و از بالا دم اسبی بستم ..

و یه هدبند قهوه أی به موهام زدم ..

فوری ، فوتی ساک باشگاه و برداشتم و به سمت سالن روونه شدم ..

اگه مامان بفهمه ، یه روز نبوده ، من اینطوری خواب موندم ..

میکشتم ..

تیکه تیکم میکنه!!

جرم میده آقا ..

فقط دوییدم تا به باشگاه برسم ..

وارد باشگاه که شدم ، پله های زیر زمین و دو تا یکی پایین رفتم تا به سالن والیبال برسم ..

داخل سالن که شدم ..

اول از همه نیهاد و دیدم ..

آخه با اون قد بلندش ، اون و نمیدیدم ، کی و میدیدم؟!!

با اون لباس ورزشی که تنش بود ..

کمی جذاب تر از همیشه به نظر میرسید ..

ایستاده بود و داشت به بچها تمرینایی و میداد ..

خواستم یواشکی برم تو رختنکن و لباسام و عوض کنم ..

که ای دل غافل!!

تیز تر از این حرفا بود ..

یهویی مچم و گرفت و ، وسط سالن داد زد

– خانوم درخشان؟!!

آب دهنم و قورت دادم و قیافه ی مظلومی به خودم گرفتم و گفتم

+ سلام ، مربی ..

به ساعتش اشاره زد و گفت

– ۱ ساعت پیش قرار بود اینجا باشی ..

ابرو بالا دادم

+ چیزه..

چیز ..

تصادف کردم به خدا ..

با اخم گفت

– با ماشین اومدی مگه؟!!

+ نه..نه..ماشین زد بهم!!

یه از خدا بی خبری ، اومد زد بهم رفت ..

یهویی پام و گرفتم و گفتم

+ آی..آی..پامم خیلی درد میکنه ..

شما دعا کن مصدوم نشم فقط!!

آخ..آخ ..

نمیدونم چرا همه بچهای تیم زیر خنده زدن ..