روانشناس جذاب من💆♀️💘p¹ و p²
19 تیر 14:55 · · خواندن 2 دقیقه بزن بریم برای پارت جذابمون...
#روانشناسجذابمن
#پارت1
یکتا(شخصیت اصلی)
کلاهمو از روی سرم برمیدارم ....الان مرتیکه الا*غ بهم گیر میده شالمو
مرتب کردم و سعی کردم مثل آدم راه برم..باقدم هایی که سعی میکردم آروم باشه به سمت اتاقش رفتم..دوتا تقه به در زدم وباشنیدن صدای نح*سش وارد اتاق شدم
من_بامن کاری داشتید؟
یه نگاه کثیف به سرتاپام انداخت که حالم داشت بد میشد بالبخند کثیفش
گفت:چقدر آروم شدی
ببین دو دقیقه که مثل آدم رفتار میکنم نمیزارن...
بی حوصله گفتم:بامن کاری داشتید؟؟
انگار به سروپاش فح*ش ناموسی کشیده باشم با اخم گفت:دفعه بعد نمیخوام با این تیپای م*سخره ببینمت...فکر نکن چون از همه بچه تری بهت گیر نمیدم.. سخت دراشتباهی...دفعه بعد اینجوری ببینمت باهات برخورد جدی میکنم...
زارررررت بابا ....ینی...مرتیکه خ*ر دیگه کارم به جایی کشیده شده این کچل بهم گیر میده..
#پارت2
یه نگاه گذری بهش انداختم و بی توجه به حرفش از اتاق رفتم بیرون
آدامس و انداختم تو دهنم و سرمو کردم توگوشیم و ولگردی تو اینستا....بیکاریم دیگه
آخه اینجا که سگ صاحابشو نمیشناسه
به ساعت نگاه کردم الان وقت رفتن به خونست..
کولمو برداشتم و از آدمای مزخرف اونجا خدافظی کردم...کلاه کپمو گذاشتم روسرم و هندزفریام توگوشم و بهترین آهنگ از خواننده مورد علاقمو
باتموم شدن آهنگ منم رسیدم خونه...فاصله محل کارم تاخونه راهی نیست
زنگ و زدم که صدای عشقم ( خواهرم)پیچید تو آیفون..
یسنا_کیه؟
صورتمو بردم جلو آیفون وگفتم:عزرائیل
خندیدو گفت:بیا تو دیوونه
در و زدو وارد خونه شدم...صدای کلفت و بم مانی(شوهر یسنا) به گوش میرسید تا پامو گذاشتم توخونه
دادزدم:مگه تو کارو زندگی نداری یه سره اینجایی؟
باصدایی که سعی داشت ادای منو دربیاره
داد زد:زلزللللهههههه!!!!
خندیدمو رفتم توپذیرایی رومبل نشسته بود و نیشش تا کجا باز بود یه پس گردنی بهش زدم که برق از چشاش پرید!
باخشم ساختگی بلند شد و .....
•••┄┅┄•••🌝✨•••┄┅┄•••
خب خب این از رمان جذابمونننن واقعا خیلی فان و دارای الفاظ یکم بی ادبیییی یکم خدایی🤲
شرط پارت بعد: ۵ لایک و ۵ کامنت🌼🥲