سلام دوستان خوب هستین؟؟ بنده s.k هستم نویسنده رمان های گذشت از انتقام ، واقعیت ، قلمرو عشق و حالا نویسنده حکم اصلی .

با ی پارت جدید اومدم جای شما بودم این رمان حتما میخوندم جهت خوندن معرفی به پایین صفحه نگاه کنید  و جهت خوندن رمان به ادامه مطلب بزنید متشکرم فقط حمایت یادتون نره . ( شعار همه نویسندگان  

حمایت = ادامه رمان 😉🩷) فعلا 🩷 حتما برید ادامه مطلب🩷🩵


این دفعه داستان ما در مورد پزشکیه که همه فکر می‌کنند مرتکب خطای پزشکی شده .

هیچکدام از وکلا حاضر به قبول کردن پرونده اش نیستن ولی یکی میاد یکی که براش خیلی آشناست و قراره کمک حالش بشه


شروع پارت جدید ادامه پارت ۴ بخش دوم 

این پارت ( ادامه پارت پرونده سخت ) 

همین که از سر جام پاشدم و میخواستم برم به سمت در که آقا هاثورن گفت : صبر کن آدرین هنوز حرفای من تموم نشده.  لطفا یکمی آروم باش و بشین سر جات پسر جون .

با توجه به احترامی که نسبت بهش داشتم برگشتم و نشستم سر جام و سپس آقای هاثورن گفت : نگران نباش . برات خبرای خوشی هم دارم.

بعد این حرفش تقه ای به در خورد با اجازه ی آقای هاثورن یکی از خدمه های شرکت وارد اتاق شد و قهوه ها رو روی میز قرار داد و  رفت .

بعد بهم لبخندی زد گفت : لطفا یک‌ جرعه از قهوه ات بخور تا یکم استرس ات بریزه و  حالت جا بیاد ؛ از رفتارت و اخلاق ات معلومه که خیلی ناامید و ناراحتی ولی نباش اینا هم مثل یسری مشکلات بالاخره میگذره و میره پی کارش . 

دستی به صورتم کشیدم و آروم گفتم : ممنون .

- ببین پسرم من کاملا درک ات میکنم  ولی تو خیلی قوی تر از این حرفایی هر کسی جای تو بود حال روزش خیلی بدتر از حال روز تو میشد . 

من مطمئنم که تو بی گناهی .‌

 رفتار و منش ات هم همینو میگه معلومه که آدمی نیستی که به راحتی ازت اشتباهی رخ بده  .

لبخند تلخی زدم و گفتم : درسته من آدمی نیستم که بخوام به راحتیا اشتباه کنم ولی خب بالاخره منم ادمیزادم و اشتباه هایی در گذشته ام داشتم که قابل جبران و ببخش نبودن . پس در نتیجه نمیشه از ظاهر و قیافه و یا از رفتار و منش آدما باطن اونها رو فهمید چون یسری آدما بازیگرای خوبین مثل همین کسایی که من شکایت کردند و منو به یک دردسر بزرگی انداختن .

آقای هاثورن مثل من لبخند تلخی زد گفت : اونکه سر جاشه منم اشتباهاتی کردم که قابل جبران و ببخش نبودن . ولی خب در این حد با تجربه هستم که بدونم باطن و ظاهر  آدما چی میگه بالاخره 30 ساله که دارم کار وکالت انجام میدم و با انسان های مختلفی  مواجه شدم‌ و حالا بعد از این همه سال با یک نگاه میتونم بفهمم طرف مقابلم داره بهم دورغ میگه یا راست میگه ، آدم قابل اعتمادی هست یا نه ، بی گناهه یا نه و ... 

حالا  بگذریم .... برگردیم سر اصل مطلب 

خبرای خوشی دارم برات. 

خبر خوش اینکه چون شرکت ما یک شرکت نیمه خصوصی هست و اینجا نه تنها وکلای خصوصی که خودم استخدام کردم کار میکنند و چند تا از وکیل های منتخب دولت هم اینجا کار میکنند که از اسمشون هم مشخصه دولت انتخاب شون کرده . و همشون تحت نظر من هستن و من  میتونم بهت تضمین کنم که هم وکلای انتخابی من و هم وکلای دولتی اینجا حرف ندارن و همینا هم باعث شده که ما با هم یک شرکت حقوقی سر شناسی تو پاریس باشیم .

اول پرونده ات دادم دست وکلای ارشد منتخب خودم‌ و وقتی که دیدم اونا قبول نمیکنند . 

با توجه به پیگیره های لازم از ارکان هاب دولتی برام نامه فرستادند ‌که پرونده ات واگذار کنم به یکی از وکلای  بخش دولتی این شرکت .

و منم پرونده ات رو به خانم ساکور سرپرست بخش دولتی واگذار کردم تا  یکی از وکلای ارشد دولتی رو که سرش شلوغ نیست و علاوبر این تو کارش بهترینه و کارش حرف نداره رو برات پیدا کنه که بالاخره بعد چندین ساعت جست وجو  و  با  اصرار های مکرر من و خانم ساکور این پرونده توسط یکی از وکلای خوب مون قبول شد .  و بنظرم برات بهترین وکیل شرکت رو  پیدا کردیم حتی بهتر از وکلای بخش خصوصی هست خودت هم روزمه کاریش رو ببینی قطعا کیف میکنی .

 من میتونم کارش رو برات تضمین کنم .مطمئنم شما در این پرونده پیروز میشید . 

با تعجب گفتم  : خیلی عالی ، واقعا ممنونم ازتون ولی من یچیزی رو این وسط نمیفهمم اونم اینکه  وقتی که وکلای خصوصي ارشد شما پرونده مو قبول نمی‌کنند پس چرا باید وکلای ارشد دولتی بیان پرونده مو قبول کنند ؟؟ چه فرقی داره بینشون ؟؟ 

آقای هاثورن لبخندی زد گفت : سوال خوبیه پسر جون ؛  فرق هایی بین وکلای دولتی و وکلای خصوصی هست هر کسی ازش مطلع نیست . 

ببین وکلای دولتی همانطور که اسم شون هم پیداست  وکلایی هستند که برای دولت کار میکنند . 

حالا میرسیم به سوالی که چطور برای دولت کار میکنند .

دولت سالهاست که تصمیم گرفته برای  پرونده هایی که وکیل ندارند ؛ تا در حق هیچکدوم از طرفین ظلم نشود  براشون وکیل تعیین کنند . 

پس تصمیم گرفته وکلایی رو که فارغ التحصیل دانشگاه های دولتی و غیر دولتی هستند ؛ از طریق آزمون و مصاحبه  استخدام کنه تا هیچ پرونده ای بی وکیل نمونه . 

ولی استخدام در شرکت دولتی  مزایا و معایبی داره ؛  یکی از معایب اش اینکه این وکلا پرونده ای رو نمیتونند رد کنند اگه سالی بیش از دو تا پرونده رو رد کنند متاسفانه سریع وارد لیست سیاه میشوند و بعد از آن ، اخراج  . 

و اینکه دولت خیلی وقته که داره روی پرونده های شبیه پرونده تو کار میکنه . که اینم دلایلی داره و فعلا نمیتونم زیاد در باره اش حرف بزنم چون محرمانه هست .

لبام تر کردم گفتم : کاش اینو از اول میگفتید دیگه داشتم از دلهره و نا امیدی از هم می پاشیدم .

 خب حالا میتونم اون وکیل مدنظر ببینم یا نه؟؟

آقای هاثورن لبخندی زد و گفت : بله  البته . 

تا شما قهوه تون میل کنید من میگم بیاد اتاقم .

با خوشحالی آروم آروم قهوه ام جرعه جرعه نوشیدم . 

بعد از مدت ها این اولین بار بود که لبخند به لبم اومده بود .

آقای هاثورن دوباره به سمت میزش خم شد و خواست با تلفن بیسیم اش تماس بگیر ات  که ناگهان گفت : اه باتریش تموم شده ؛ با اجازه ات من برم با موبایل شخصیم تماس بگیرم ؟؟ 

سرمو تکون دادم و گفتم : راحت باشید 

بعد چند دقیقه برگشت و گفت : گفتم بیاد . بازم بهت میگم ؛  این وکیلی که برات انتخاب کردیم فوق العاده ست اگه قبل اینکه استخدام دولتی پیش من میومد صددرصد یکی از وکلای ارشد انتخابی من میشد .

چند دقیقه بعد تقه ای به در خورد که آقای هاثورن گفت : بفرمایید تو .

بعد این حرف آقای هاثورن از جام بلند شدم و خواستم برگردم که صدای آشناییی به گوشم رسید ؛ صدایی که می‌گفت  : با من کاری داشتید آقای هاثورن ؟؟

خشکم زد .

از صداش فهمیدم خود خودش بود کسی که گذشته هامون بهم پیونده خورده بود زنی که من باعث شدم بچه اش رو از دست بده همسرم؛ وکیلم ؛ زنم ؛ دشمنم .


5700 کاراکتر 

سلام دوستان بالاخره این پارت هم به اتمام رسید شرط نمیزارم چون واقعا نمی رسونید که بخوام پارت بعدم هر وقت شد میزارم . عکس رو باز با هوش مصنوعی درست کدم به آدرین به چشاش گیر ندید که هر چی خواستم درست کنه بدترش کرد😂 هر چند براتون ی ورژن دیگه دارم حمایت ها خوب باشه اونا رو هم تو چند اسلاید چند ورژن رو میزارم .