سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗
آنچه گذشت :
غذا به دلیل بی توجهی آتش گرفت و همگی مجبور شدند سوپ هویج با کلم بروکلی خوردند ، غذایی که مِی از آن متنفر بود ؛ ولی بلایای آن شب ، چیز های دیگری نیز بودند . پدر مِی شروع کرد به گفتن خاطرات شرم آوری از مِی ، بنابر این مِی تصمیم گرفت قبل از اینکه پدرش خاطره گویی را ادامه دهد ، به سمت خانه خودش فرار کند .
توجه ، توجه :
^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^
این قسمت : دختر اوتیسمی همسایه 🏘👩🏻
اگه قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😉
اگه دوست دارید قسمت پانزدهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗