brown life2p
20 اردیبهشت 1403 · ·
20 اردیبهشت 1403 · ·
20 اردیبهشت 1403 · · نکته : این پارت وقایع روز تصادف رو بیان میکنه
آن شب باد تازیانه میزد ، پیراهن سفید و نخیِ مجرم در زیر شلاق های باد تکان میخورد
و مهتاب بر روی موهای طلایی رنگ او میرقصید
دختری که دوست داشت با او بازی کند اسلحه اش را آرام بالا کشید و به سمت او نشانه گرفت ، اسلحه در دستانش میلرزید ، مرینت بنظر آمادگی حمله را نداشت ، صورتش از جسارتی بی پروا خبر میداد اما دستانش لرزش بی صدایی درخود جایداده بودند
اینبار قدرتمند تر از هرباری ، در چشمان دختر زل زد ، لبخند عمیقی بر صورتش نقش بست ، با دیدن چشمان آبی رنگِ مرینت چیزی در عمق وجودش بیدار میشد
چیزی مخلوط از لذت و وحشت ، میخواست بازی کند ، بیشتر از هروقت دیگر !!
19 اردیبهشت 1403 · ·
19 اردیبهشت 1403 · · چقدر هوا گرم شده با اینکه هنوز بهاره 🥵 براتون چند تا عکس فوق گشنگ و کیوت آوردم از مرینت و آدرین با تیپ تابستونی ☀️ چقد دو نفره هاش ناز شده 😍
19 اردیبهشت 1403 · · سلام به عشقاممم
خب من اومدم با یه رمان دیگه خب من 𝐓𝐢𝐚𝐧𝐚 هستم .
و اینکه رمان عشق طوفانی رو دیگه ادامه نمیدم چون طرفدارهای زیادی نداره و بهجاش اینو ادامه میدم .