پسرداییم نردبونه 🤍📚`پـارت14
17 فروردین · · بپر ادامه 🩷
کیا موافق یه پارت دیگه هم هستننننن؟؟؟
17 فروردین · · بپر ادامه 🩷
کیا موافق یه پارت دیگه هم هستننننن؟؟؟
16 فروردین · · سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗
آنچه گذشت :
مِی خواب مانده بود و مایک برای بیدار کردن مِی ، آب بر روی سرش ریخت و باعث شد مِی شکه شود و تا وقتی سوار ماشین می شود ، در شک باقی بماند .
توجه ، توجه :
^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^
این قسمت : یکشنبه در کلیسا ⛪
اگه می خواید قسمت یازده این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗
15 فروردین · · سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗
آنچه گذشت :
یک هفته گذشت و مِی و مایک ، به آپارتمان برگشتند . مِی وقتی درحال مرتب کردن کمدش بود ،آلبوم عکس قدیمی خودش و سارا را پیدا می کند و همراه با مایک ، آن را می خواند .
توجه ، توجه :
^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^
این قسمت : مایک آب بر سرم ریخت!🥤💧🤦🏻♀️
اگه دوست دارید قسمت دهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗
15 فروردین · · سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗
آنچه گذشت :
مایک سر کار مِی ، اتفاقی قهوه به سمت مِی تف کرد و باعث بی آبرو شدن مِی در شرکت شد ؛ ولی مِی هم کم نیاورد و بعد از کار ، موهای مایک را کشید . مایک هم از طرفی موهای مِی را گرفت و کشید و این تبدیل به یک گیس و گیس کشی ، بین دوتا دیوانه بود .
توجه ، توجه :
^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^
این قسمت : آلبوم عکس های مینا و سارا 📔🖼
اگه میخواید قسمت نه این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗
14 فروردین · · سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗
آنچه گذشت :
مِی نمی تونست مایک را در خانه تنها بگذارد ، می ترسید خانه لوسی نیز آکواریوم شود ؛ پس تصمیم گرفت او را نیز همراه خود به شرکت ببرد . مِی اول باید از لولوخرخره شرکت اجازه می گرفت تا مایک را با خود سر کار بیاورد ؛ اما با بیرون شدن دیوید از دفتر لولوخرخره شرکت ، مِی ترسید . در هر حال ، به مِی اجازه داده شد !
توجه ، توجه :
^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^
این قسمت : قهوه را تف نکن مایک ! ☕🤦🏻♀️
اگه دوست دارید قسمت هشتم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗
13 فروردین · · سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗
آنچه گذشت :
🔹️شب در خانه لوسی آرام بود ؛ ولی اوضاع مِی و مایک نه ! تخت مرز کشی شد و مایک سر پیدا کردن مرز خودش ، بهانه گیر بود . مایک غرغر کرد ، موهای مِی را کشید و نصف شب ، مِی را از روی تخت پایین انداخت تا به او بگوید تشنه اش است ! وقتی به آشپز خانه رسیدند ، صدای خش خشی آمد که معلوم شد دیوید بود . 🔹️
توجه ، توجه :
^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^
این قسمت : دیدار با لولوخرخره شرکت 🧛🏻♂️🏢
اگه میخوای قسمت هفتم رو بخونی ، برو ادامه مطلب 😉🤗