وبلاگ لیدی باگ

به دنیای میراکلس بهترین وبلاگ لیدی باگ خوش اومدین. اینجا براتون بهترین پست ها رو درباره لیدی باگ و کلی پست قشنگ دیگه آماده کردیم.

سلام ؛ من دیوانه ام ! P17

سلام ، من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام؛من دیوانه ام! " هستم 🤗

این قسمت : پیتزای خانگی خوش مزه است 🍕

اگه قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😉

اگه میخواید قسمت هفدهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗

سلام ؛ من دیوانه ام ! P16

سلام ، من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام؛من دیوانه ام! " هستم 🤗

بعد از پونزده قسمت دیگه فکر نکنم لازم باشه اون توجه توجه و نکته درمورد رمان رو بزارم ، چون دیگه فهمیدین این رمان صرفا یه رمان بدون هیچگونه منظوری هست . 

آنچه گذشت هم دیگه نمیزارم که اونایی که قسمت قبل رو نخوندم برن بخونن .

این قسمت : از بیرون پیتزا سفارش ندهید !🍕❌

اگه قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😉

اگه میخواید قسمت شونزدهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗

سلام ؛ من دیوانه ام ! P15

سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗

آنچه گذشت :

غذا به دلیل بی توجهی آتش گرفت و همگی مجبور شدند سوپ هویج با کلم بروکلی خوردند ، غذایی که مِی از آن متنفر بود ؛ ولی بلایای آن شب ، چیز های دیگری نیز بودند . پدر مِی شروع کرد به گفتن خاطرات شرم آوری از مِی ، بنابر این مِی تصمیم گرفت قبل از اینکه پدرش خاطره گویی را ادامه دهد ، به سمت خانه خودش فرار کند .

توجه ، توجه :

^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^

این قسمت : دختر اوتیسمی همسایه 🏘👩🏻

اگه قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😉

اگه دوست دارید قسمت پانزدهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗

سلام ؛ من دیوانه ام ! P14

سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗

آنچه گذشت :

مِی و مایک به مهمانی خانوادگی پدر و مادر مِی دعوت شده بودند . مِی استرس داشت که خانوادش چه رفتاری قرار است با مایک داشته باشند ، یا اینکه چه بلایی سرش بیاورند ؛ ولی به شکل شگفت انگیزی ، با برد مایک در یک رقابت با یکی از برادران مِی همه چیز خوب پیش رفت .

توجه ، توجه :

^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^

این قسمت :  تخریب مِی و سوپ هویج 🍲 

اگه قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😉

اگه دوست دارید قسمت چهاردهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗

سلام ؛ من دیوانه ام ! P13

سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗

آنچه گذشت :

بیست و چهار سال قبل ، مِی به دلایلی تصمیم گرفت سهم غذای برادرش را بخورد و با نصیحت های سارا رو به رو شد (که البته باز هم کار خودش را انجام داد !) .

در زمان حال ، مِی و مایک ، دوشنبه روز سیزدهم مارس در شرکت ویراستاری بودند و تنقلات می خوردند . 

توجه ، توجه :

^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^

این قسمت : سلام ؛ من دیوانه ام !😁😜

اگه قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😉

اگه دوست دارید قسمت سیزدهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗

سلام ؛ من دیوانه ام ! P12

سلام ^_^ من M.J.R نویسنده رمان " شاه شب من " و رمان " سلام ؛ من دیوانه ام !" درخدمتتونم 🤗

آنچه گذشت :

مِی و مایک ، یکشنبه دوازدهم ماه مارس ، به یک کلیسا رفتند ؛ ولی طبق معمول یک بل بشو واقعی به وجود آمد ! مایک و مِی به کشیش جدید کلیسا خندیدند و او را مسخره کردند و این کارشان به دیگران نیز سرایت کرد و باعث قهر کشیش شد . مِی که از این کارش کمی پشیمان بود مایک را مجبور کرد از کشیش معذرت بخواهد .

توجه ، توجه :

^*❗این رمان یه رمان طرفداری از مایکل جکسون در دنیایی است که اون یک فرد دیوانه هست و هیچ یک از نوشته های داستان واقعی نیستن و فقط نتیجه تخیلات یه طرفدار هست ❗*^

این قسمت : پیتزا در سال ۱۹۶۵ و چیبس در بیست و چهار سال ، بعد 🍕🍿

اگر قسمت های قبل رو نخوندید ، حتما بخونید 😊

اگه میخواید قسمت دوازدهم این رمان رو بخونید ، برید ادامه مطلب 😉🤗