آرشیو فروردین 1405

پست‌های منتشر شده در فروردین 1405

محنت...

ﺑﻳﺗﺍ㋡ ﺑﻳﺗﺍ㋡ 7 فروردین · ﺑﻳﺗﺍ㋡ ·

شاه بیت امروز این باشه ؟

هر‌کجا‌کردم‌محبت، غرقِ‌محنت‌شد‌دلم!

یا‌من‌این‌حکمت‌ندانم، یا‌محبت باب‌نیست.

شعر

ﺑﻳﺗﺍ㋡ ﺑﻳﺗﺍ㋡ 7 فروردین · ﺑﻳﺗﺍ㋡ ·

.🌱.🌱.🌱.🌱.🌱.🌱.

از بارش بی موقع باران چه بگویم؟

از بام ترک خورده‌ی ویران چه بگویم؟

نم نم زده غم تیشه به رگ‌های خیابان،

از دیده‌ی نمناک  درختان چه بگویم؟

حیرانم و آواره‌ی هر کوچه و برزن...

رفتی و من از این دل حیران چه بگویم؟

پاییز دلم گشته هم آوای زمستان...

پژمرده تن از شاخه‌ی عریان چه بگویم؟

معرفی کتاب 📖 p6

بی نام... بی نام... 6 فروردین · بی نام... ·

این کتاب با دوتای قبلی فرق داره ولی مطمئنم که اینم به درد خیلیا میخوره و با شخصیت اصلی همزاد پنداری میکنن 

 

عنوان کتاب: در تک تک کلماتم 

نویسنده: تامارا آیرلند استون 

تعداد صفحات: ۳۸۷ 

ژانر : کودک و نوجوان، عاشقانه، روزمره ، مدرسه ای 

 

خلاصه کتاب: داستان در مورد دختر ۱۶ ساله ای به اسم سم مک آلیستر است که پشت ظاهر زیبا و نمرات بالا و مهارت های قابل تحسین او در شنا با OCD (اختلال وسواس فکری-عملی که موجب میشود در انجام کارها وسواس زیاد به خرج دهد مثلاً دست هایش را ده بار بشوید چون هربار احساس میکند به اندازه کافی تمیز نشده) و مشکل عزت نفس و کمالگرایی دست و پنجه نرم میکند و همه آنها را از دوستان و اطرافیان خود پنهان کرده است چون فکر می‌کند که آنها خواهان پذیرش خود واقعی سم نیستند تا اینکه روزی با دختری به اسم کارولین آشنا می‌شود و کارولین سم را خودش به انجمن شعر زیرزمینی داخل مدرسه می‌برد و هنگام شعر نوشتن سم احساس میکند که خودش واقعی اش است و دیگر OCD یا تفکر دیگران در مورد او اهمیتی ندارد و در همین حین با پسری به نام ای جی آشنا می‌شود و...

 

نظر خودم در موردش: واقعا واقعا واقعا واقعا قشنگه و من من بهش ۹ از ۱۰ میدم و شخصیت اصلیش دقیقا کارهایی رو می‌کنه و توی چالش های قرار میگیره که سره راه هر آدمی تاحالا اومده و به نظرم هر دختر نوجوانی باید این کتاب رو بخونه چون خیلی کمکش می‌کنه کارهای سم گاهی واقعا هم‌ذات پنداری هرکسی رو بر می انگیزه مثل وقت هایی که خودشو برای پذیرش دیگران سانسور میکرد یا خیلی به خودش سر چیزهای الکی سخت می‌گرفت و خودشو سرزنش می‌کرد OCD اصلا چیز رایجی نیست اما عزت نفس پایین و کمالگرایی قطعا مشکل خیلی از نوجوان هاست مخصوصاً خیلی از دخترها و این کتاب می‌تونه خیلی کمک کنه بهشون و بخوان که اونها هم مثل سم تغییر کنن

 

این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود ؟ اگر دلتون می‌خواد یه کتاب بخونید که با دید جدیدی نسبت به خودتون و دوره بلوغ و دوستی ها نگاه کنید و حرف ها و اتفاقات یه کتاب تا مدت ها توی ذهن تون نقش ببنده حتما این کتاب رو بخونید 

تا درودی دیگر بدرود 

معرفی کتاب 📖 p5

بی نام... بی نام... 6 فروردین · بی نام... ·

خب اگر با پایان های غمگین مشکلی ندارید پس این کتاب برای شماست اما این کتاب از اونهایی نیست که همش غم و غصه و بد بختی باشه 

 

عنوان کتاب: هردو در نهایت می‌میرند 

نویسنده: ادام سیلورا 

تعداد صفحات: ۳۳۶ 

ژانر: کودک و نوجوان، کمی غمگین، رمان خارجی 

 

خلاصه کتاب: داستان در مورد دو پسر ۱۷ و ۱۸ ساله به نام متیو و روفوس هستند که در نیویورک زندگی میکنند و روزی قاصد مرگ به انها زنگ می‌زند و میگوید که امروز روز آخر زندگی آنهاست. پس از شنیدن این پیام هردو های انها که شخصیت، علایق، حتی زندگی بسیار متفاوتی دارند با یکدیگر آشنا می‌شوند و تصمیم میگیرند آخرین روز زندگی شان را در کنار یکدیگر بگذرانند و خاطره های شیرین لحظه آخری برای خود بسازند 

 

نظر خودم: من این کتاب رو همین دو روز پیش تموم کردم و واقعا دلم نیومد معرفیش نکنم اول بگم که با اینکه این کتاب در مورد روز آخر زندگی دو نفره اما اصلا مرگ توش احساس نمیشه و برعکس لحظه لحظه اش سرشار از زندگی و شوق و امیده و من به این کتاب ۷ از ۱۰ میدم اصلا کتاب بدی نبود واقعا عاشقش شدم و دلم میخواد دوباره هم بخونمش روایتش خوبه کلیشه نداره جزییات خسته کننده نداره دیالوگ ها و رفتار شخصیت ها مصنوعی نیست اصلا ایده کتاب هم چیز جدید و قشنگی هست و ارزش خوندن داره به نظرم و خب عملا شما دارید روز اخر متیو و‌ روفوس رو باهاشون زندگی می‌کنید که پر ماجرا و کشش و لحظات فراموش نشدنی هست حتی دیدی که جفت شون نسبت به روز آخر زندگیشون دارن هم من دوستش داشتم 

 

این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود ؟ اگر یه کتاب میخوایید که در این عین سادگی و روزمره بودنش پر از قشنگی و ماجرا و چیزهای جدید براتون باشه این کتاب برای شماست

معرفی کتاب 📖 p4

بی نام... بی نام... 6 فروردین · بی نام... ·

اسم این کتاب ممکنه به گوش خیلیا خورده باشه یا حتی خودشون طرفدارش باشن اما بازهم معرفی کردنش خالی از لطف نیست 

 

عنوان کتاب: سنگدل

نویسنده: مریسا مایر 

ژانر: عاشقانه، فانتزی 

تعداد صفحات: ۴۵۳ 

خلاصه کتاب: ملکه ی سرزمین قلب ها که همه در کتاب آلیس در سرزمین عجایب او را دیده و حتی شاید از او متنفر شدند همیشه اینگونه نبود این کتاب نگاهی به زندگی کاترین است که پیش از آنکه ملکه می‌شود رویای بهترین شیرین پز سرزمین قلب ها را در سر داشت و در همین حین در یک مهمانی با دلقک دربار به نام جست روبرو می‌شود و احساسات او نسبت به دلقک او را سر دو راهی بزرگی قرار میدهد چه کسی خواهد بود ؟ ملکه سرزمین قلب ها ؟ شیرینی پز ؟ یا همسر دلقک دربار ؟ این ماجرای عشق و زندگی پر  فراز نشیب ملکه ای سنگدل است پیش از آنکه چشمه های امید و خیال در او به صحرایی خشک و خطرناک بدل شود 

 

نظر خودم: خب من خوندن این کتاب رو خیلی طول دادم چون کلی کتاب دیگه برای خوندن داشتم اما من به این کتاب ۸ از ۱۰ میدم چون واقعا به دلم نشست و داستان به یاد موندنی توی خاطرم گذاشت داستان فقط از زبان کاترین هست نه بقیه ی شخصیت ها و جزییات اضافه نداره خیلی کلیشه ای نیست روایت خوبی داره نسبت به تعداد صفحات روند نسبتا تندی داره و لازم نیست زیاد منتظر اتفاقات جدید باشید شخصیت پردازی خوبی هم داره بازهم میگم از این کتاب ها انتظار شاهکار ادبی نداشته باشید اما ارزش خوندن دارن 

 

به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟ اگر طرفدار عاشقانه های فانتزی رنگارنگ و سرزمین عجایب منتهی ایندفعه با اتفاقات رمانتیک هستید این کتاب رو حتما بخونید 

 

تا درودی دیگر بدرود 

یکی از دیالوگ ها از سریال یا فیلم یا کیدراما که خیلی روتون تأثیر گذاشت و هیچ وقت یادتون نمیره رو بگید ؟؟؟

مال من اینه :

«ففط یک شیطان می تونه یه شیطان دیگه رو شکست بده »

« وینچنزو »