سلام دوستان این پست جهت معرفی خودم و رمانم گذاشتم میخوام کسایی که منو نمیشناسن من و رمانم بشناسن تا اگه خواستن برن بقیه رمان ها رو هم بخونن 😉❤️ جهت شناخت بیشتر برید ادامه مطلب❤️

خب دوستان اکثرا اسم منو میدونن و می‌شناسن وای خواستم برای کسایی که نمیدونن کوتاه خودم معرفی ‌کنم . بنده صدف ۱۹ سالمه ( دل میخواست بگم ۱۸ ولی متاسفانه اواخر ۱۹ سالگی هستم😅 نفهمیدم چطور ۱۸ سالگی ام گذشت ‌) نویسنده رمان های تقریبا معروف وبلاگ هستم ( از خود تعریف نباشه فقط چون میدونم اکثرا منو می‌شناسن این حرف میگم😅) 

رشته ام تجربی ولی هر کار جز کار تجربی ( درس خوندن)  میکنم . 😂 آشپزی ؛ نویسندگی و ... 

بنده سه ساله تو این وبلاگ نویسنده هستم و سال 1402/05/05 وارد این وبلاگ و دنیاش شدم و سعی میکنم انشالله بازم در حد توانم اینجا بمانم .

بنده نویسنده رمان های : 

گذشت از انتقام ( پایان یافته)

واقعیت ( پایان یافته )

قلمرو عشق ( ادامه دارد بعد اتمام حکم اصلی ) 

حکم اصلی ( ادامه دارد .) 


پارت اول گذشت از انتقام:

 https://ladybug1.blogix.ir/post/12495

انتقام انتقام انتقام.....

انتقام دختر بچه معصومی که هیچ گناهی نکرده بود .  انتقامی که 15 سال در تک تک اجزای بدنم آن را حک کرده ام . 

انتقام قلب شکسته اش .

ادامه پارت ها در برچسب ها .


پارت اول واقعیت

https://ladybug1.blogix.ir/post/14951

دختری که ی پزشک نوظهور و خفنی هست ولی یکروزی میره ی کشور دیگه ی شهر دیگه با هویت دیگه به عنوان ی رزدینت باید ببینیم این هویت دورغین او چه بلا هایی بر سرش میاره و اینکه آیا رابطه اش با پدرش بدتر خواهد شد یا بهتر کدومش ؟ 

 


پارت اول قلمرو عشق : 

https://ladybug1.blogix.ir/post/23142

دختری که به عنوان ی پسر وارد ارتش میشه بریم بیینم قراره چه بلایی هایی به سرش بیاد و چه جنگ و عشق و عاشقی هایی به وجود میاد 😉

ادامه پارت ها در برچسب ها 


اول حکم اصلی :

 https://ladybug1.blogix.ir/post/28803 

این دفعه داستان ما در مورد پزشکیه که همه فکر می‌کنند مرتکب خطای پزشکی شده .

هیچکدام از وکلا حاضر به قبول کردن پرونده اش نیستن ولی یکی میاد یکی که براش خیلی آشناست و قراره کمک حالش بشه


 و تمام امیدوارم از این پست معرفی و رمان هام خوش تون بیاد😉❤️