پایان فصل ششم میراکلس 🐞🐾
24 مرداد 12:00 · · خواندن 5 دقیقه سلام ؛ من M.J.R هستم و با یه پست میراکلسی دیگه ، درختمتتونم . 😉
فصل ششم میراکلس رو بیشتر طرفدار ها به دلیلی گرافیک جدید ندیدن و خب ... به نظر من کار اشتباهی کردن ، چون چیز خیلی خوبی رو از دست دادن !🐞
دو قسمت پایانی فصل ششم به قدری جذاب بود که توجهات خیلی زیادی رو تونست به دست بیاره .🐾
از همین الان هشاد میدم که این پست ، پر از اسپویل هست ، پس اگه فصل شش رو ندیدید و نمی خواید اسپویل بشید ، این پست برای شما نیست .🚫
🚫 هشدار ، هشدار ! این پست پر از اسپویل است 🚫
🔻 دو قسمت پایانی فصل ششم میراکلس ، یعنی قسمت ۲۵ و ۲۶ ، نکات قابل توجهی داشت و اتفاقات جدید و هیجان انگیزی افتاد . 🔻
🔴 خلاصه قسمت ۲۵ "پروتکل مخفی " :
🔹️ماجرا از جایی شروع شد که لیدی باگ ، پروتکلی برای محافظت از هویت مخفی قهرمانا ترتیب داد . (حدوداً دویست تا مطلب درباره کارهایی که باید می کردن ! )
🔹️اون روز تولد سابین بود و مرینت و پدرش قرار بود اون رو غافل گیر کنن و وسط این غافلگیری ، سر و کله دایی وانگ پیدا شد . دایی وانگ گفته بود برای غافلگیر کردن سابین اومده و بعد وارد اتاق مهمون شد تا کادوش رو مخفی کنه و در همون حال ، مرینت متوجه میشه کسی وارد اتاقش شده .
🔹️مرینت وحشت زده به اتاقش در طبقه بالا میره تا بفهمه چه کسی وارد اتاقش شده ؛ ولی در کمال تعجب ، خبری از کسی نبود .
🔹️کمی بعد دایی وانگ گوشواره های مادربزرگ رو که در وسایل قدیمی پیدا کرده بود به مرینت هدیه میده و ازش میخواد اونها رو بپوشه و اینجا بود ، که مرینت شک کرد . مرینت به اتاقش در طبقه بالا رفت و آلیا رو خبر کرد تا نقشه ایی بریزن که بفهمن ، آیا دایی وانگ کریستالیسه ، یا همکارش ؟
🔹️مرینت میراکلسش رو به آلیا میده و گوشواره های تقلبیش رو که شبیه به میراکلس بودن پوشید و با کلاهی به طبقه پایین رفت . مرینت گوشواره های دایی وانگ رو پوشیده و کلاه رو بهش هدیه داد .
🔹️کمی بعد ، وقتی مرینت ، سابین و تام از خونه بیرون رفته بودن و منتظر عمو وانگ شدن ، عمو وانگ آکوماتیز شد و فکر می کرد مرینت هدیه ایی که برای سابین اورده بود رو دزدیده .
🔹️آلیا هم دست به کار شد و تیم قهرمان ها رو جمع کرد و یه توهم از لیدی باگ ساخت تا نقشه به خوبی پیش بره .
🔹️بعد از گندکاری های کت نوار و یکم خورده کاری دیگه ، وایی وانگ میفهمه خودش هدیه سابین رو جایی قایم کرده بود تا سابین پیداش نکنه و همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشه و مرینت به این نتیجه میرسه ، که دایی وانگ کریستالیس نیست .
🔹️🔻تا اینکه وقتی به خونه میرسن ، دایی وانگ به اونها زنگ میزنه و بابت تاخیرش در تبریک تولد سابین متاستفه و اینجاست که همه میفهمن ، مردی که توی خونشون راه دادن دایی وانگ نبود ... مرینت اتاق دایی وانگ رو چک میکنه و میفهمه اون رفته . بلافاصله مرینت تماس رو قطع میکنه و میفهمه برای محافظت از والدینش باید حقیقت رو بهشون بگه . در نهایت مرینت همین کار رو میکنه و تام و سابین هم ، به جمع هیچکس* اضافه میشن . 🔻🔹️
(* اشاره به تیتراژ که میگه من یه رازی دارم که هیچکس نمیدونه . *)
🔴 خلاصه قسمت ۲۶ " انتقام گیرنده " :
🔸️داستان از اونجایی شروع میشه که آلیا به داستان احمقانه مرینت درباره مونارک و گابریل شک میکنه و به این نتیجه میرسه که مونارک و گابریل اگرست ، یکی هستن .
🔸️آلیا خیلی طلبکارانه پیش مرینت میره و درستی این ماجرا رو ازش میپرسه و یکم چرت و پرت میگه . مرینت هم میگه که چه فشاری روشه و گریش میگیره و به آلیا میگه نقشه ایی برای پیدا کردن کریستالیس داره .
(یکی نبود به این آلیا پدر سوخته بگه آخه به تو چه !)
🔸️پس آلیا دوتا توهم از مرینت میسازه و مرینت اصلی به لیدی باگ تبدیل میشه و تیم قهرمان ها رو خبر میکنه و نقشه ایی که داره رو ( جز اینکه هر دوتا مرینت توهم هستن ) رو توضیح میده و با میراکلس خروس ، کاری میکنن که وقتی به یکی از توهم ها دست میزنی ، نابود نشه .
🔸️مرینت توهمی به دروغ شرور میشه طبق نقشه لیدی باگ هرج و مرج راه میندازه و بعد یه سری دیالوگ ها بین لیدی باگ و مرینت توهمی که آلیا هدایتش می کرد شکل گرفت که ، من نفهمیدم دارن درباره خودشون حرف میزنن ، یا دارن وانمود میکنن که یه دیالوگ طبیعی بین قهرمان و شروره !
🔸️مرینت تقلبی لیدی باگ رو طبق نقشه تبدیل به سنگ میکنه و معجزه گرش رو میدزده ؛ و قهرمان ها درحالی که لیدی باگ سنگی هنوز همون لباس های جادویی رو داره مخفیش میکنن .
🔸️کریستالیس از توهم مرینت میخواد میراکلس رو توی یه فواره بندازه و بره . بعد از چند دقیقه سر و کله یه پسر بچه پیدا میشه و میراکلس رو برمیداره و یه جایی میزاره و بعد یه آتش نشان میراکلس رو برمیداره و بعد ، یه زن باردار .
🔸️زن باردار به مخفی گاه لایلا میره و ( که خودش لایلا هست ) از مرینت توهمی میخواد لیدی باگ رو از حالت سنگی درباره تا بفهمه میراکلس واقعیه یا نه و میبینه واقعیه و خرکیف میشه ، درحالی که میلن توی گوشواره مخفی شده بوده ! ( اسم های همشون رو فراموش کردم ) و سابرینا قبلا با اون توپ سگیش به گوشواره ها زده بود .
🔸️خلاصه که گوشواره ها برمیگردن پیش لیدی باگ ، محل لایلا لو میره و قهرمان های داستان مثل مور و ملخ به اونجا میان . لایلا هم تمام نوشته هاش رو آتیش میزنه بعد جیم میشه .
🔸️لیدی باگ که دنبال کریستالیس بود با کیم روبه رو میشه و هرکدوم از یه طرف میرن دنبال کریستالیس بگردن . وقتی میفهمن نمیتونن پیداش کنن دست بردار میشن و همه چیز رو به حالت اولش بر می گردونن .
🔸️آخر این قسمت لیدی باگ از کیم چیز هایی درباره برخوردشون توی مخفیگاه لایلا میپرسه و میفهمه اون موقع کیم اصلا در اون نقطه از مخفیگاه نبوده و بهش برخورد نکرده .
🔸️در آخر لیدی باگ به این نتیجه میرسه که کریستالیس میتونه به هر کسی تبدیل بشه و این یعنی نمی تونه حتی به دوست هاش اعتماد کنه 🔸️
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️
این فصل سوال های زیادی در ذهنمون ایجاد کرد و بیشترش رو ناتمام گذاشت ، مثل :
🔺️اون سازمان مخفیه چی شد ؟
🔺️چرا لایلا به مکس اون نامه عاشقانه رو نوشت ؟
🔺️ناتالی طرف کیه ؟
🔺️اون دانش آموزی که لایلا توی آخر فصل پنجم توی مدرسه ثبت نام کرد کی بود ؟ آگلا ؟
🔺️برادر کلویی قراره چه کارایی کنه ؟
🔺️پدر ناتالی کیه ؟
🔺️لایلا با اون سازمان کار میکنه یا برای خودش کار میکنه ؟
و کلی سوال دیگه !
درکل میشه نتیجه گرفت که میراکلس هم قراره مثل انیمه " وان پیس " طولانی بشه !