سلام sm هستم و با رمان جدیدم که درباره ی شیپ  آدرینت هست اومدم.  و اسم رمانم هم" همسایه ای که قرار نبود عاشقش شوم"هست. 

داستان از جایی شروع میشه که همسایه ای جدید به ساختمانی که خانواده ادرین زندگی میکنن نقل مکان میکنن وقتی همسایه جدید میاد اون موقع ادرین 15 سالش بود الان نزدیک دو سال از این ماجرا میگذره و مامان ادرین امیلی با مامان مرینت سابین رفت و امد دارن  . در اینده قرار دربارهی جریان اشنایی این دو خانواده بدونیم. 

خانواده ادرین👇

 امیلی مادر ادرین و پدرش هم گابریل هست و یک برادر 12 ساله به اسم فلیکس داره.  مادرش ادرین مدل هست و در شرکت همسر خود کار میکند و پدر ادرین هم طراح لباس و وسایل نو آورانه هست. ادرین ادم جدی هست و درونگرا هست. و سن ادرین 17 ساله هست. رشته تحصیلی ادرین حسابداری هست و در اینده میخواد در شرکت پدرش کار کنند و ادامه دهنده ی کار پدرش باشد. 

خانواده مرینت 👇 

سابین مادر مرینت و پدرش هم تام هست و یک خواهر هشت  ساله به اسم کاگامی دارد. سابین یک کارگاه هنری داره و تام همسرش هم شیرینی پزی و نانوایی معروفی در پاریس داره .  مرینت ادم مهربان و برونگرا هست و سن مرینت هم 17ساله هست. رشته ی تحصیلی مرینت طراحی لباس و طراحی دوخت هست و میخواد در اینده یکی از معروفترین ها در صنعت مد و فشن بشه. 

خوشحال میشم که همراه اتفاقات که در این رمان میافته باشید. ❤