"همسایه ای که قرار نبود عاشقش شوم" p21
2 ساعت پیش · · خواندن 5 دقیقه سلام sm هستم. یا قسمت جدیدی از رمانم اومدم.💖
ایا دوباره تمام این اتفاقات که اقتاده باعث بدتر شدن رابطه دوستی بین ادرین و مرینت میشه؟ یا اگه مرینت سلامت بیدار بشه اذرین بخاطر نجات دادنش میبخشه.؟ بریم ببینیم چه خواهد شد؟
"نویسنده: صدا در سالن پیچید. همه باشُک به هم نگاه میکردن. اولین کسی که توانست با شُکی که بهش وارد شده بود، وارد عمل بشه، لوکا بود. سریعا به سمت پرستارها رفت و بعد از چند دقیقه چند پرستار به همراه یک دکتر وارد اتاق مرینت شدن. و در رو پشت سرشون بستند.
همه تا قبل از این فکر میکردن که بعد از پشت سر گذاشتن این اتفاق، دیگه خیالشون راحت شده بود، که مرینت اسیب خیلی جدی ندیده ولی حالا همه پریشون بودن. و هر کی به سمت قدم میزد و منتظر جوابی از دکترا بودن.
ادرین حال خوبی نداشت و روی صندلی نشسته بود. سرش در بین دستاش نگه داشته بود. خیلی اروم اشک میریخت. در این حال، همش افکار منفی به ذهنش فشار میاوردن. و باعث بدتر شدن حالش میشدن.
لوکا متوجه گریه و حال ادرین شده بود. ولی سعی کرد کمی ادرین با افکارش رو تنها بزاره. بعد از مدتی به سمتش رفت و حالش رو پرسید. ادرین فقط با سر حرفش تایید کرد. خیلی اروم اشک هاش پاک کرد. و به سمت سرویس بهداشتی رفت.
هیچ کسی به جز لوکا متوجه حال ادرین نشد. چون همه نگران مرینت بودن. مامان مرینت سعی میکرد که به دخترش که در اتاق بود نگاهی بیاندازد. و حالش دخترک عزیزش رو از پرستار ها میپرسید.
همه سر گردون بودن که یکدفعه پرستارها و دکتر ها به بیرون اومدن. مادر مرینت سریعا خودش رو به پرستارها رسوندو حال دخترش رو پیگیر شد.
دکترا گفتن که چیز جدی نبوده. چون بعد از چند ساعت بیهوشی از خواب بیدار شده. و بدنش به خاطر اسیب هایی که دیده کمی سخت تر از حالت عادی از بیهوشی بیدار بشه. به خاطر همین ضربان قلبش کمی نسبت به حالت عادی زیاد شده. و دستگاه رو به صدا در اورده. تا چند ساعت دیگه هم آزمایشاتی که ازش گرفتیم اماده میشه.
الان با ارامش بخش کمی اروم تر شده و داره به هوش میاد. بهتره در اتاقش تجمع نکنید. چون شاید از لحاظ بدنی فقط براش کبودی و زخم به جا مونده ولی چه بخوای، چه نخوایم، الان به خاطر اتفاق پیش امده براش کمی سخته که دوباره با همه ارتباط بگیره و باید سعی کنید که دچار افسردگی و گوشه گیری نشه.
اگه میخوای برید داخل اتاق فعلا افراد و بستگان که باهاش نسبت خونی یا نزدیکی دارن نهایت تا 2نفر برای دیدنش به داخل برن.
ادرین بعد از حرف های دکتر اومد. و لوکا کل ماجرا رو که دکتر گفته بود. براش تعریف کرد، گفت که خاله سابین الان داخل اتاق برای دیدن مرینت رفته. ادرین کمی ارامش پیدا کرد. ولی هنوز اتشی که در دلش به خاطر احساس گناهی که نسبت به مرینت داشت خاموش نشده بود. "
ادرین: خیلی خوشحالم که داره به هوش میاد. خیلی دوست دارم برم ببینمش و مرینت در اغوش بگیرم ولی از لحاظی هم مطمئنم که مرینت الان حتی از قبل هم از من متنفر تره. و از لحاظی هم وجدانم اجازه نمیده که دیگه داخل چشم های معصوم و ابی اقیانوسی زیباش نگاه کنم.
در حال فکر کردن بودم. که یکدفعه دست کسی رو روی شونه ام احساس کردم. وقتی به خودم اومد دیدم لوکا بود.(در ذهنش: لوکا بر خلاف من همیشه میتوانه در تمام شرایط ظاهرش رو حفظ کنه و خودش رو برای هر اتفاقی اماده کنه.و بر اوضاع کاملا کنترل داشته باشه.و از همه حمایت کنه.کاشکی منم مثل لوکا بودم.)
لوکا: مطمئنم که ادرینم به اندازه ی مرینت یا شایدم بیشتر از اون داره شرایط سختی تحمل میکنه و کسی هم حواسش به ادرین نیست. منم نمیخواستم زیاد اذیتش کنم. ولی به عنوان بهترین دوستم دیدنش داخل این شرایط و این حال اوضاع برام سخت بود.پس رفتم کنارش نشستم تا جایی که بتوانم حتی یک ذره ام که شده حالش رو خوب کنم. دستم روی شونه اش انداختم. تا حواسش به سمت من پرت بشه و به من توجه کنه و بعد کنارش نشستم. گفتم چطوری رفیق؟؟
اینقدر ناراحت نباش همه ی ما نارحتیم ولی میدونم که تو از هر لحاظ خودت رو مقصر میدونی. ولی سعی کن دیگه بهش فکر نکنی اون الان بیشتر از همه ی ما به تو نیاز داره که ازش حمایت کنی تا دوباره به حال خودش برگرده.
ادرین: با اشک های سرازیر از گوشه ی چشم به لوکا نگاه کرد. و با بغضی که داخل گلوش بود. گفت که اون که در هر حال از من متنفر و تو رو دوست داره. منم نتوانستم برای یکبارم که شده ادم مفیدی در زندگی کسی باشم.
لوکا: با لحن نسبتا ارومی و صدایی که کمی حسودی درش جاری بود گفت که اونم به ظاهر مثل تو بهت اهمیت نمیده ولی در واقع اونم تو رو دوست داره. حتی اگه به چشم دوست باشه.؟!
ادرین: کمی اروم تر شده بود. سرش رو روی شونه لوکا گذاشت اینبار دیگه اشکهاش رو پنهان نکرد و ازادانه گذاشت که اشک هاش سرازیر بشن.
ممنون که مثل همیشه همراه این قسمت از رانم بودید. امیدوارم که از خواندش لذت کافی ببرید. اگه وقت کنم در صورت حمایت شما در این چند روز تعطیل میتوانم براتون چند قسمت از پارت رو بزارم.
یه سوال: به نظرتون واکنش مرینت قراره در پارت های اینده چجوری باشه، قراره ادرین ببخشه یا دوباره بدخلق تر از قبل میشه.؟
شرط پارت اینده: 20 کامنت 💭/5لایک 💖