وبلاگ لیدی باگ
به دنیای میراکلس بهترین وبلاگ لیدی باگ خوش اومدین. اینجا براتون بهترین پست ها رو درباره لیدی باگ و کلی پست قشنگ دیگه آماده کردیم.
🩵حکم اصلی p4 b2🩵
12 ساعت پیش · · سلام دوستان خوب هستین؟؟ بنده s.k هستم نویسنده رمان های گذشت از انتقام ، واقعیت ، قلمرو عشق و حالا نویسنده حکم اصلی .
با ی پارت جدید اومدم جای شما بودم این رمان حتما میخوندم جهت خوندن معرفی به پایین صفحه نگاه کنید و جهت خوندن رمان به ادامه مطلب بزنید متشکرم فقط حمایت یادتون نره . ( شعار همه نویسندگان
حمایت = ادامه رمان 😉🩷) فعلا 🩷 حتما برید ادامه مطلب🩷🩵
این دفعه داستان ما در مورد پزشکیه که همه فکر میکنند مرتکب خطای پزشکی شده .
هیچکدام از وکلا حاضر به قبول کردن پرونده اش نیستن ولی یکی میاد یکی که براش خیلی آشناست و قراره کمک حالش بشه
مغرور عاشق
17 ساعت پیش · · p13
غرورش را به آسمان دوخته بود،
عشق اما بیاجازه از زمین رسید.
او آمده بود تا قلبی یخزده را بشکند،
و شاید خودش، عاشقتر از همیشه سقوط کند.
بفرمایید ادامه و حمایت یادتون نره 🩷 🩷 🩷 🩷 🩷
مغرور عاشق
17 شهریور 11:10 · · p12
غرورش را به آسمان دوخته بود،
عشق اما بیاجازه از زمین رسید.
او آمده بود تا قلبی یخزده را بشکند،
و شاید خودش، عاشقتر از همیشه سقوط کند.
بفرمایید ادامه و حمایت یادتون نره 🩷 🩷 🩷 🩷 🩷
مغرور عاشق
16 شهریور 23:27 · · p11
غرورش را به آسمان دوخته بود،
عشق اما بیاجازه از زمین رسید.
او آمده بود تا قلبی یخزده را بشکند،
و شاید خودش، عاشقتر از همیشه سقوط کند.
بفرمایید ادامه و حمایت یادتون نره 🩷 🩷 🩷 🩷 🩷
انتقام:(پارت:۱۳۷,۱۳۸,۱۳۹)
16 شهریور 20:23 · · سلام سلام
چطورین؟!
اومدم با یه پارت جدید 😎
بپر ادامه 💖
🩵حکم اصلی p4 b1🩵
16 شهریور 19:34 · · سلام دوستان خوب هستین؟؟ بنده s.k هستم نویسنده رمان های گذشت از انتقام ، واقعیت ، قلمرو عشق و حالا نویسنده حکم اصلی .
با ی پارت جدید اومدم جای شما بودم این رمان حتما میخوندم جهت خوندن معرفی به پایین صفحه نگاه کنید و جهت خوندن رمان به ادامه مطلب بزنید متشکرم فقط حمایت یادتون نره . ( شعار همه نویسندگان
حمایت = ادامه رمان 😉🩷) فعلا 🩷 حتما برید ادامه مطلب🩷🩵
این دفعه داستان ما در مورد پزشکیه که همه فکر میکنند مرتکب خطای پزشکی شده .
هیچکدام از وکلا حاضر به قبول کردن پرونده اش نیستن ولی یکی میاد یکی که براش خیلی آشناست و قراره کمک حالش بشه
طلوع دوباره 2
16 شهریور 17:33 · · P11/last
از پشتِ نقابت عاشقت شدم؛ بیآنکه حتی چهرهات را دیده باشم.
گاهی دل، پیش از چشمها انتخاب میکند.
صدایت، رفتارت و سکوتت، از هر صورتی زیباتر بود.
«عشق، همیشه از دیدن آغاز نمیشود؛ گاهی از حس کردن متولد میشود.»
و من، عاشق دلی شدم که پشت آن نقاب پنهان بود.
نمی دانم چرا دلم خواست پایان بدم به این رمان و غمگین تمام کنم
بفرمایید ادامه و حمایت یادتون نره 🩷






